فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٧٠٣ - قياس
قهوه به معناى نخست، بر دانۀ قهوهاى رنگ معطر و نيز گياه اين دانه كه درختى هميشه سبز با برگهاى پهن است، اطلاق مىشود. از آن به مناسبت در بابهاى صلات و اطعمه و اشربه نام بردهاند.
صلات: در صحّت سجده بر چاى، قهوه و گياهان دارويى اختلاف است. [١]
اطعمه و اشربه: قهوه حلال و نوشيدن آن جايز است. برخى قائل به حرمت نوشيدن قهوه شده و در اين حكم به بعضى روايات كه از نوشيدن قهوه نكوهش شده استناد كردهاند. برخى گفتهاند: مراد از قهوۀ نكوهش شده شراب است؛ زيرا در برخى كتب لغت از جمله نامهاى شراب، قهوه برشمرده شده است. [٢]
قى
← استفراغ
قيادت
← قوّادى
قياس
قياس: از ادلّۀ احكام نزد مخالفان.
قياس از منابع و ادلۀ احكام نزد اهل سنّت است. از قياس تعاريف مختلفى شده است، از جمله:
١). الحاق واقعهاى كه از شرع مقدس، نصّى بر حكم آن وارد نشده، به واقعهاى كه حكم آن منصوص است، به دليل مساوات دو واقعه در علت آن حكم. [٣]
٢. برابرى فرع با اصل در علّت حكم شرعى آن. [٤]
٣. اثبات حكم در محلى به سبب وجود علّتى، به دليل ثبوت آن در محلى ديگر به سبب وجود همان علت.
برخى تعريف سوم را بهترين تعريف از قياس دانستهاند. [٥]
قياس در حقيقت، تلاشى است از سوى قياس كننده با هدف دستيابى به حكم شرعى براى موضوعى كه حكم شرعى آن بيان نشده است. اين تلاش، عبارت است از حمل فرع بر اصل در حكم شرعى ثابت براى اصل و دادن حكمى همانند حكم اصل به فرع؛
[١]. جواهر الكلام ٤٢١/٨؛ العروة الوثقىٰ ٣٩١/٢؛ مستمسك العروة ٤٩٦/٥
[٢]. الفوائد الطوسية/ ٢٢٧-٢٢٨؛ مرآة العقول ٣٩٤/١٢؛ وسائل الشيعة ٣٨٤/٢٥؛ ماوراء الفقه ٢٤٠/٧؛ لسان العرب، واژۀ «قها».