فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦٢ - قرينه
معناى چشمه، چشم و طلا آمده است، به علامت و نشانهاى كه يكى از معانى را مشخص كند، قرينه معيِّنه گويند. [١]
٤. به اعتبار اتصال و عدم اتصال قرينه به ذوالقرينه، به قرينه متصل يا داخلى و قرينه منفصل يا خارجى تقسيم مىشود.
اول، مانند «اكرِمِ العالِمِ العادِل». كلمه عادل كه در پى عالم آمده بيانگر اين است كه مقصود از عالم صنفى خاص از علما؛ يعنى عالم عادل است. دوم، مانند «اكرِم العالِم» و «لاتُكرِم العالم الفاسق». خطاب دوم قرينۀ منفصل بر مقصود از خطاب نخست است و اينكه مقصود، اكرام عالم عادل است نه هر عالمى. [٢]
برخى گفتهاند: قراين متصل و منفصل غالبا در قراين لفظى به كار مىرود؛ ليكن قراين داخلى و خارجى در قراين لفظى و غير لفظى، همچون حالى نيز كاربرد دارد. [٣]
٥). به اعتبار قطعى يا ظنى بودن دلالت قرينه، به قرينۀ قطعى؛ قرينهاى كه به طور قطع و يقين بر مضمون خود دلالت دارد، و قرينه ظنى؛ قرينهاى كه مفيد ظن به مضمونش مىباشد، تقسيم شده است. [٤]
٦). به اعتبار عموميت يا خصوصيت قرينه، به شخصى و نوعى تقسيم شده است. مفاد قرينه شخصى امرى خاص است، مانند دو دليل كه يكى حاكم و ديگرى محكوم باشد كه دليل حاكم قرينه شخصى بر مقصود از دليل محكوم است (←حكومت). ليكن مفاد قرينه نوعى كه به آن قرينه عام نيز گفته مىشود، صنفى از ادله است، مانند مقدّمات حكمت (←مقدّمات حكمت) كه قرينه بودنش اختصاص به موردى خاص ندارد؛ بلكه در تمامى مطلقات جارى مىشود، يا الغاى خصوصيت حضور در خطابات شرعى كه قرينۀ نوعى بر شمول خطابات نسبت به غير حاضران است. [٥]
تقديم قرينه بر ذوالقرينه: از مباحث مطرح در اصول فقه تقديم قرينه بر ذوالقرينه است و اينكه ملاك اين تقديم و معيار كلى براى تشخيص قرينه از ذوالقرينه در كلام چيست؟
در تقديم ظهور قرينه بر ذوالقرينه بحثى نيست. بحثى كه وجود دارد در ملاك اين تقديم است. بسيارى ملاك را