فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٦٠ - قُفّازيَن
منشأ كاربرد جملۀ ياد شده در كلمات فقها اين آيۀ شريفه است: «إِنَّمٰا جَزٰاءُ اَلَّذِينَ يُحٰارِبُونَ اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي اَلْأَرْضِ فَسٰاداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلاٰفٍ؛[١] كيفر آنان كه با خدا و پيامبر او به جنگ برمىخيزند و روى زمين دست به فساد مىزنند اين است كه اعدام شوند يا به دار آويخته گردند يا دست راست و پاى چپ آنها بريده شود».
از آن در باب حدود سخن گفتهاند.
مقصود از «قطع من خلاف» كه از حدود جارى بر محارب است، اين است كه انگشتان يك دست و يك پاى محارب در جهت عكس يكديگر قطع شوند. چگونگى قطع در محارب، همچون سارق (←سرقت) بدين گونه است كه دست راست از بن چهار انگشت؛ به گونهاى كه كف دست و انگشت ابهام باقى بماند، و پاى چپ از محل برآمدگى روى پا (كعب)، به گونهاى كه پاشنۀ پا و مقدارى از محل مسح باقى بماند، قطع مىگردد. [٢]
←محارب)
قطع نخاع
← نخاع
قطيفه
← دِثار
قعود
← نشستن
قفا
قفا: پشت گردن (←گردن) / پشت (←پشت).
قِفار
← صحرا
قُفّازين
قُفّازيَن: نوعى دستكش.
قفازين در كلمات لغويان و فقها به نوعى دستكش معنا شده كه در قسمت داخلى آن پنبه به كار مىرفته و داراى دكمه بوده است و زنان عرب براى محافظت از سرما آن را مىپوشيدند و روى ساعد مىبستند. در روايات و به تبع آن در كلمات فقها واژۀ قفّاز به صيغۀ تثنيه، يعنى «قفّازين» به كار رفته است. [٣] از اين عنوان در باب حج سخن گفتهاند.
پوشيدن لباس دوخته در حال احرام بنابر مشهور بر زن جايز است، جز قفّازين
[١]. مائده/ ٣٣
[٢]. كشف الغطاء ٤٢٦/٤؛ جواهر الكلام ٥٧٤/٤١).