فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٢ - قاعد١٧٢٨ استيفاء
قاعدۀ استحالۀ تأثير معدوم...
قاعدۀ استحالۀ تأثير معدوم در موجود: از قواعد عقلى.
مفاد قاعدۀ ياد شده به اجمال اين است كه معدوم منشأ اثر نيست و اثر همواره از شىء موجود ناشى مىشود.
بنابر اين، معدوم نمىتواند اثرگذار در شىء موجود باشد. به آن در برخى ابواب معاملات استناد كردهاند.
كاربرد قاعده: قاعدۀ ياد شده از قواعد عقلى است و مستند آن نيز حكم عقل است؛ [١] ليكن در مسائلى بدان استناد شده است، از جمله در معاملات، در بحث عقد فضولى (←فضولى) كه آيا اجازه كاشف از صحّت عقد از هنگام وقوع آن توسط فضولى است يا ناقل و اينكه آثار عقد از زمان اجازه بر آن بار مىشود؟ اختلاف است. قائلان به كشف بر قائلان به نقل اشكال كردهاند كه لازمۀ قول به نقل، تأثير معدوم (عقد سابق كه هنگام اجازه موجود نيست) در موجود مىباشد كه عبارت است از نقل و انتقال هنگام اجازه و آن طبق قاعدۀ ياد شده محال است.
بنابر اين، اجازه بايد كاشف باشد نه ناقل. [٢]
برخى از اشكال فوق پاسخ داده و گفتهاند: عقد عبارت است از اعتبار نفسانى كه با لفظ ابراز مىشود و با انعدام لفظ پس از حدوث آن، اعتبار نفسانى نزد طرفين عقد باقى مىماند و اجازه در اعتبار نفسانى (نقل و انتقال ملك) در موجود تأثير مىگذارد نه در معدوم كه الفاظ عقد باشد. علاوه بر آن، علل شرعى، معرّفات (علامت و نشانه) اند نه مؤثرات. از اين رو، اشكالى ندارد هنگام وجود اثر، علت شرعى آن معدوم باشد. [٣]
قاعدۀ استصحاب
← استصحاب
قاعدۀ استيفاء
قاعدۀ استيفاء: از قواعد فقهى.
قاعدۀ ياد شده كه صورت كامل آن «كلُّ مَن استَوفىٰ مَنفَعَةً فَهُوَ ضامَن» مىباشد،
[١]. العناوين ١١٥/١
[٢]. ايضاح الفوائد ٤١٩/١
[٣]. جامع المقاصد ٧٥/٤؛ مصباح الفقاهة ١٥١/٤ - ١٥٢؛ هدى الطالب ١٢/٥؛ حاشية المكاسب (يزدى) ١٤٩/١.