فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٩٩ - قِصاص طَرَف
قصاص شَعر
← رستنگاه
قصاص طرف
قصاص طَرَف: از اقسام قصاص.
قصاص طرف عبارت است از مقابله به مثل در آسيبهاى وارد بر غير جان. مراد از طرف، غير جان است. بنابر اين، هر آسيبى جز كشتن را دربر مىگيرد؛ اعم از آسيبهاى وارد بر اعضا و اطراف معروف، همچون دست، پا، بينى و غير آن، همانند جراحت وارد بر شكم و پشت. [١] از احكام آن در باب قصاص سخن گفتهاند.
سبب قصاص: سبب ثبوت قصاص طرف، جنايت بر اعضا از روى عمد است.
مراد از عمد، آسيب رسانى اى است كه غالبا موجب تلف و از بين رفتن مىشود؛ آسيب رساننده قصد تلف داشته و يا نداشته باشد و يا جنايت موجب تلف را به قصد جنايت مرتكب شود؛ هرچند آن جنايت بر حسب غالب، موجب تلف نمىشود. [٢]
شرايط: همۀ شرايط قصاص نفس در قصاص طرف نيز معتبر است (← قصاص نفس)؛ به اضافه شرايط ديگر كه عبارتاند از:
١). همسانى در سلامت: منظور از سلامت، سلامت از هر عيبى نيست؛ بلكه منظور شَل نبودن عضو است. [٣] بر اعتبار اين شرط ادعاى اجماع شده است؛ [٤]ليكن برخى اشتراط آن را به مشهور نسبت داده و در اصل اشتراط اشكال كردهاند. [٥] برخى به شلى، عبارت «و مانند آن» را نيز افزودهاند. بنابر اين، چنانچه كاستى و نقصان عضوى، همانند و به مقدار شلى باشد، حكم شلى را خواهد داشت. [٦]
بنابر اشتراط، اگر جانى دست يا پاى شل را قطع كند، در صورتى كه دست يا پاى خود او سالم باشد، قصاص نمىشود، بلكه ديه بر عهدهاش مىآيد؛ اما اگر دست يا پاى جانى شل باشد، قصاص مىشود، مگر آنكه اهل خبره قصاص عضو شل را به جهت خونريزى شديد و بند نيامدن خون خطرناك بدانند كه در اين صورت نيز قصاص ساقط و ديه ثابت خواهد شد. [٧]
چنانچه جانى به قطع عضو سالمش رضايت دهد، آيا آسيب ديده مىتواند او را قصاص كند يا نه؟ به تصريح بسيارى،