فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٩٦ - قولنامه
مقصود از قول معروف در اين مسئله، خواستگارى با كنايه و به گونۀ سربسته است، مانند آنكه - طبق آنچه در روايت آمده - بگويد: من به شما مايلم و خانمها را محترم مىشمارم [١]← خواستگارى).
صدقه: قرآن كريم دربارۀ صدقه دادن مىفرمايد: «قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُهٰا أَذىً؛[٢] گفتارى پسنديده و گذشت بهتر از صدقهاى است كه آزارى درپى داشته باشد». مقصود از قول معروف در اين آيه، بدرقه فقير با سخنى زيبا و پسنديده و مؤدبانه، در صورت صدقه ندادن به او است، مانند آنكه در پاسخ سائل بگويد: خداوند راه فرج و وسيلۀ گشايشى برايت فراهم كند؛ نه اينكه با زخم زبان او را بيازارد. [٣]
حجر: از جمله محجورانِ ممنوع از تصرف در اموال خود، سفيهان اند. قرآن كريم از دادن اموال سفيهان به ايشان منع كرده و به سرپرستان آنان دستور داده به آنان «قول معروف؛ سخنى پسنديده» بگويند. [٤] مقصود از قول معروف در اين مورد، دادن وعدۀ نيكو به سفيهان است، مانند آنكه به آنان گفته شود: پس از رسيدن به حدّ رشد و بلوغ اموالتان را در اختيارتان قرار مىدهيم و نيز آنان را به استفادۀ درست از اموالشان تشويق كند. [٥]
قولنامه
قولنامه: سندى عادى بين دو شخص بر انجام يا قرار معامله در آينده.
در داد و ستدها، پيش از تنظيم سند رسمىِ محضرى، دو گونه قرار داد تنظيم مىشود:
١). دو طرف، معامله را به گونۀ شرعى و قطعى اجرا مىكنند و از آنجا كه تنظيم سند رسمى هنگام معامله امكانپذير نيست، مفاد معاملۀ صورت گرفته را در برگهاى عادى نوشته و آن را امضا مىكنند. اين برگه قولنامه ناميده مىشود.
[١]. بقره/ ٢٣٥
[٢]. وسائل الشيعة ٤٩٨/٢٠؛ فقه القرآن ١٣٨/٢؛ كنز العرفان ٢٣٦/٢-٢٣٧؛ جواهر الكلام ١٢١/٣٠-١٢٢
[٣]. بقره/ ٢٦٣
[٤]. زبدة البيان/ ٢٧٢؛ مسالك الافهام (كاظمى) ٢ / ٦٢
[٥]. نساء/ ٥
[٦]. زبدة البيان/ ٦١٦؛ مسالك الافهام (كاظمى) ١٤٢/٣؛ جواهر الكلام ٩٤/٢٦).