فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٨٠ - قناعت
برخى گفتهاند: به ظاهر، تفسير ياد شده از راوى حديث است نه متن آن و بر فرض كه متن حديث باشد از باب مثال است و نه تعريف قزع. [١] از احكام عنوان ياد شده در باب نكاح سخن گفتهاند.
مستحب است موهاى سر نوزاد را در هفتمين روز ولادت او بتراشند و گذاشتن قنازع مكروه است؛ [٢] چه بدين گونه كه بخشى از سر را بتراشند و بخشى ديگر را باقى بگذارند يا بخشهايى از آن را به صورت پراكنده بتراشند و بخشهاى ديگر را باقى بگذارند و چه بخش باقى مانده در وسط سر باشد يا در اطراف؛ [٣] ليكن برخى كراهت را به باقى گذاشتن موها در جاهاى متعدد از سر اختصاص دادهاند.
بنابر اين، تراشيدن يك بخش و باقى گذاشتن بخش ديگر در يك جا مكروه نخواهد بود. [٤]
قِناع
← خِمار
قناعت
قناعت: راضى شدن بنده به رزقى كه خدا برايش مقدر كرده است/ صرفه جويى.
قناعت به معناى نخست از صفات ارزشمند و پسنديده است و سزاوار است مؤمن آراسته بدان باشد. روايات فراوانى در ستايش اين صفت و ترغيب افراد به آن از رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و امامان عليهم السّلام وارد شده است. امير مؤمنان عليه السّلام مىفرمايد: «قناعت گنجى پايانناپذير است» [٥] و نيز فرموده است:
«فرزند آدم! اگر از دنيا به قدر كفايتت مىخواهى، كمترين آنچه در دنيا است تو را كفايت مىكند؛ اما اگر خواهان افزون بر كفايت باشى، همۀ آنچه در دنيا است تو را بس نخواهد بود». [٦] امام صادق عليه السّلام نيز مىفرمايد: «هركس به آنچه خداوند روزى اش كرده است قانع باشد، از بى نيازترين مردم است». [٧]
قرآن كريم به اطعام گوشت قربانى در حج به قانع و مُعتَرّ امر كرده است.
[١]. نهاية المرام ٤٥١/١؛ كفاية الاحكام ٢٨٤/٢؛ لسان العرب، واژۀ «قنزع» و «قزع»
[٢]. الكافى (كلينى) ٤٠/٦
[٣]. روضة المتقين ٦٢٣/٨ - ٦٢٤
[٤]. جواهر الكلام ٢٥٨/٣١
[٥]. مسالك الافهام ٤٠٢/٨
[٦]. الانوار اللوامع ١٠ قسم ٣٠٠/٢.