فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٤٨ - قَرص٨٥٩٢ قامصه
مىخواهد در حال سواره سجدۀ شكر به جا آورد، [١] و نظاير اين امور با داشتن عذر از پياده شدن، مىتواند بر قربوس سجده كند.
قَرح
← جراحت
قِرَد
← ميمون
قرشيه
قرشيَه: زن قريشى.
به قول مشهور، زنى را قرشيه گويند كه از طرف پدر منسوب به نضربن كنانه، جدّ دوازدهم پيامبر اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله باشد. برخى، انتساب از جانب مادر را نيز در قرشيه بودن كافى دانستهاند؛ [٢] چنان كه از برخى نقل شده كه: قريشيان فرزندان فهر بن مالك بن نضر، جد دهم آن حضرت هستند. [٣] بيشتر قريشيان، هاشمىاند. [٤] امروزه از قريش تنها هاشميان شناخته شدهاند. [٥] برخى نيز ملحق بودن قبيلهاى كه هم اكنون معروف به قريشى مىباشند را بعيد ندانستهاند. [٦]
هر زنى كه قريشى بودن او مشكوك باشد، به غير قريش ملحق است. [٧]
از عنوان ياد شده به مناسبت در بابهاى طهارت و نكاح سخن گفتهاند.
به قول منسوب به مشهور، سن يائسگى (←يائسگى) در زن قرشى و نبطى (←نبطيه) شصت سال و در غير آنها پنجاه سال است. در مقابل مشهور، جمعى بدون تفاوت بين قريشى و غير قريشى سن يائسگى را شصت يا پنجاه سالگى - بنابر اختلاف در مسئله - دانستهاند. [٨]
از ويژگيهايى كه رعايت آن در گزينش همسر مستحب است، قريشى بودن زن است. [٩]
قَرص
← قامصه
[١]. سداد العباد/ ١٧٥
[٢]. جواهر الكلام ١٤ / ١٨٠ - ١٨٢
[٣]. الفصول المهمة ٣٢١/٣.
[٤]. الحدائق الناضرة ١٧٥/٣؛ جواهرالكلام ١٦١/٣؛ روض الجنان ١٧٦/١
[٥]. مستمسك العروة ٣ / ١٥٥
[٦]. روض الجنان ١٧٦/١
[٧]. الحدائق الناضرة ١٧٥/٣؛ مستند الشيعة ٣٨٠/٢
[٨]. جواهر الكلام ١٦٢/٣
[٩]. مدارك الاحكام ٣٢٤/١؛ العروة الوثقىٰ ٥٢٨/١؛ مستمسك العروة ١٥٦/٣
[١٠]. الحدائق الناضرة ١٧١/٣؛ جواهر الكلام ١٦١/٣-١٦٣؛ مستمسك العروة ١٥٣/٣-١٥٤
[١١]. جواهر الكلام ٣٨/٢٩.