فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٦ - قاعد١٧٢٨ قُرعَه
بدين معنا كه نفس خويش را براى تسليم در برابر حق و پذيرش نتيجه قرعه آماده كنند. [١] حضور جمعى از مسلمانان هنگام اجراى قرعه مستحب است. [٢]
عزيمت يا رخصت: آيا قرعه در مواردى كه مشروعيت دارد، عزيمت (واجب) است تا عدول از آن جايز نباشد يا رخصت (جايز) تا عدول از آن جايز باشد؟ برخى گفتهاند: هرجا كه شارع به خصوص به قرعه انداختن امر كرده باشد، قرعه انداختن واجب است، مانند مورد گوسفند وطى شده؛ همچنين اگر در موردى به خصوص، امر به قرعه نشده باشد، اما از مواردى باشد كه در واقع معيّن و در ظاهر مبهم است و تعيين واقع بر حسب ظاهر نيز واجب باشد و براى تعيين واقع راهى جز قرعه وجود نداشته باشد، قرعه انداختن واجب خواهد بود، و اگر تعيين آن در ظاهر واجب نباشد، قرعه واجب نخواهد بود، و چنانچه از مواردى باشد كه در واقع نيز معيّن نيست، در صورتى كه دليلى شرعى بر تعيين آن وجود داشته باشد، قرعه انداختن واجب مىباشد. در غير اين صورت، واجب نخواهد بود. [٣]
برخى گفتهاند: مشروعيت قرعه تنها در جايى است كه امرى لازم التعيين باشد و راهى ديگر براى تعيين جز قرعه وجود نداشته باشد و در امرى كه لازم التعيين نيست، قرعه مشروعيت ندارد. بنابر اين، قرعه انداختن در تمامى موارد مشروعيت آن، عزيمت و واجب خواهد بود. [٤]
وجوب عمل به قرعه: آيا پس از اجراى قرعه، عمل به مفاد آن واجب است و تخلف از آن جايز نمىباشد يا واجب نيست؟ در مواردى كه قرعه انداختن واجب است، عمل به مقتضاى آن نيز واجب خواهد بود، مگر آنكه مورد قرعه از حقوق باشد، مانند تقسيم اموال شركا كه در اين صورت، مصالحه شركا پس از قرعه انداختن و يا صرف نظر كردن بعضى از حق خود، جايز است. در مواردى كه قرعه انداختن جايز مىباشد، عمل به مقتضاى آن واجب نيست و عدول از آن جايز مىباشد؛ هرچند برخى، در جواز عدول تأمل كردهاند. [٥]