فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٧٠ - قبر
قباله و زمين: از ديگر مصاديق قباله كه در كلمات فقها آمده، زمينى است كه صاحبش آن را رها كرده است و يا خصوص زمينهاى كفّارى است كه صاحبان آنها بدون جنگ و درگيرى، اسلام آورده و آنها را رها كردهاند، بنابر اختلاف در مسئله. به قول مشهور، امام عليه السّلام مىتواند چنين زمينى را در ازاى سهمى از محصول آن، به كسى واگذارد. در اينكه لازم است سهمى از آن براى صاحب زمين لحاظ شود يا نه، اختلاف است. [١]
همچنين جايز است فردى براى مدتى معيّن، زمينى را از مالك آن بگيرد تا آن را آباد نمايد و در آن كشاورزى كند و درخت بكارد و يا چاه و نهرها را تميز و لايروبى كند و در ازاى آن تا چند سال محصول زمين از آنِ خودش باشد و پس از آن از آنِ صاحب زمين؛ ليكن در اينكه چنين قراردادى اجاره است يا عقدى مستقل، محل بحث است. [٢]
قُبةُ القَدَم
← كَعب
قَبج
← كبك
قُبح فاعلى
← تَجَرّى
قُبح فعلى
← تَجَرّى
قبر
قبر: محل دفن انسان.
از احكام مرتبط با آن در باب طهارت و نيز به مناسبت در بعضى ديگر از ابواب، همچون صلات سخن گفتهاند.
وجوب دفن ميّت در قبر: دفن كردن ميّت مسلمان به معناى در خاك نهادن و پوشاندن جسد وى، به گونهاى كه بوى آن
[١]. مجمع البحرين و المصباح المنير، واژۀ «قبل»
[٢]. جواهر الكلام ١٢٠/٢٤
[٣].١٢٠-١٢٤؛ مستمسك العروة ١٢٥/١٣-١٢٧
[٤]. جواهرالكلام ١٢٠/٢٤-١٢٤؛ العروة الوثقىٰ ٣٣٣/٥-٣٣٤؛ موسوعة الخوئى ٢٩٧/٣١-٢٩٩
[٥]. جواهر الكلام ١٢٤/٢٤-١٢٥؛ العروة الوثقىٰ ٣٣٤/٥؛ مستمسك العروة ١٢٥/١٣ و ١٢٩؛ موسوعة الخوئى ٢٩٩/٣١
[٦]. جواهر الكلام ١٢٧/٢٤؛ العروة الوثقىٰ ٣٣٥/٥
[٧]. جواهر الكلام ١٢٣/٢٤؛ العروة الوثقىٰ ٣٣٥/٥
[٨]. جواهر الكلام ٢٤ / ١٢٥؛ موسوعة الخوئى ٣٠٠/٣١
[٩]. جواهر الكلام ١٧٦/٢١-١٨٢
[١٠]. العروة الوثقىٰ ٥ / ١٣٥-١٣٦؛ موسوعة الخوئى ٤٩٤/٣٠-٤٩٥.