فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٤٧ - قاعد١٧٢٨ وجوب شكر مُنعِم
قاعدۀ ياد شده، قاعدهاى عقلى و عبارت است از لزوم سپاسگزارى از كسى كه به انسان انعام و احسان كرده است. جايگاه اصلى آن علم كلام است.
فقها در برخى ابواب فقهى نظير اجتهاد و تقليد و تجارت بدان استناد كردهاند.
مفاد قاعده: مقصود از وجوب، لزوم عقلى است؛ بدين معنا كه عقل قطع نظر از شرع، حُسن سپاسگزارى از منعم را درك مىكند؛ چنانكه ناپسندى و زشتى ناسپاسى را نيز درك مىنمايد. [١]
شكر؛ يعنى سپاسگزارى از نعمت دهنده در برابر نعمتى كه عطا كرده است؛ با گفتار، رفتار و نيّت (قصد) (←شكر).
موارد تطبيق: از جمله دليلهاى وجوب تحصيل شناخت خدا، قاعده وجوب شكر منعم است؛ زيرا هر خردمندى مىداند كه نعمت هستى، حيات، قواى ادراكى از جمله عقل و حواسهاى پنجگانه و غير آنها را ديگرى به او عطا كرده كه مستحق ستايش و سپاسگزارى است و ستايش و سپاسگزارى از منعم در گرو شناخت او و صفات او است تا آن گونه كه سزاوار است ستايش و سپاسگزارى شود؛ از اين رو، عقل به وجوب تحصيل معرفت منعم حكم مىكند تا با شناخت او از او در برابر نعمتهايش سپاسگزارى نمايد. [٢]
نيز بر وجوب اطاعت رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و امامان عليهم السلام به قاعدۀ ياد شده استدلال شده است؛ زيرا آن بزرگواران اولياى نِعَماند و خداى تعالى همۀ فيوضات را به دست ايشان جارى مىكند و آنان وسايط ميان خدا و خلق در تكوين و تشريعاند. [٣]
همچنين بر وجوب تقليد يا اجتهاد و يا احتياط؛ به معناى مخيّر بودن مكلّف ميان اين سه در مقام امتثال و به جا آوردن تكاليف شرعى، به قاعده وجوب شكر منعم استناد شده است؛ زيرا شكر خداى تعالى با امتثال اوامر و ترك نواهى او تحقق مىيابد و اوامر و نواهى او نيز با يكى از سه روش ياد شده امتثال مىشود. [٤]
مدرك قاعده: قاعدۀ وجوب شكر منعم قاعدهاى عقلى است. بنابر اين، عقل به لزوم آن حكم مىكند؛ چنانكه آيات و رواياتى متعدد نيز بر مفاد آن دلالت دارند. [٥]