فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٦٣ - قامِصه
باطل است؛ [١] ليكن برخى آن را استثنا كرده و نماز خواندن در آن را جايز دانستهاند. [٢]
قالى
← فرش
قامت
قامت: مجموع قد و اندام انسان كه به چشم مىآيد.
از آن به مناسبت در بابهاى طهارت و صلات سخن گفتهاند.
مستحب است گودى قبر به اندازۀ قامت يا تا ترقوه (←ترقوه) انسان باشد. [٣]ملاك در اندازۀ قامت، فرد معتدل است. [٤]
بر پايۀ برخى روايات، وقت نماز ظهر تا رسيدن سايه به اندازۀ قامت انسان و وقت نماز عصر تا رسيدن سايه به دو برابر قامت امتداد دارد [٥](←اخبار قامت و قامتين).
قامصه
قامِصه: زنى كه ناگهان از جا مىپرد.
قامصه از «قمص» به معناى رميدن و از جا پريدن آمده است و زنى را گويند كه درپى اقدام تحريك برانگيز كسى ناگهان از جا مىپرد. [٦]
منشأ كاربرد اين واژه در كلمات فقها دو روايت به نقل از اميرمؤمنان، على عليه السّلام است كه در پاسخ اين سؤال كه دخترى سوار بر دوش دخترى ديگر شد و فرد سومى دختر مركوب را نيشگون گرفت (قارصه) و يا سيخى به او زد (ناخسه) و او بر اثر اين اقدام از جا پريد و دختر راكب به زمين افتاد و مرد، در يكى از دو روايت آمده است: نصف ديه بر عهدۀ فرد سوم (تحريك كننده) و نصف ديگر بر عهدۀ قامصه (مركوب) است [٧] و در روايت دوم آمده است: يك سوم ديه بر عهدۀ فرد سوم و يك سوم بر عهدۀ قامصه و يك سوم ديگر ساقط است؛ زيرا دختر راكب از روى عبث و بازى سوار قامصه شده است. [٨] از آن در باب ديات سخن گفتهاند.
[١]. فرهنگ بزرگ سخن، واژۀ «قاقم»
[٢]. العروة الوثقىٰ ٣٣٩/٢-٣٤٠؛ مهذب الاحكام ٢٩٤/٥ - ٢٩٥
[٣]. منهاج الصالحين (سيستانى) ١٧٧/١.
[٤]. جواهر الكلام ٢٩٩/٤-٣٠٠؛ العروة الوثقىٰ ٢ / ١١٨
[٥]. جواهر الكلام ٣٠١/٤
[٦]. جواهر الكلام ٧٥/٧-٧٧).