فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٢٩ - قضاء
در اينكه مراد از ميّت تنها پدر مىباشد يا شامل مادر نيز مىشود و قضاى نمازهاى فوت شده مادر نيز بر ولىّ او واجب است، مسئله اختلافى است. [١]
نماز قضا از طرف ميّت، لازم است به قصد نيابت از او انجام گيرد و صرف هديه كردن ثواب عبادت به ميّت، بدون قصد نيابت، موجب برائت ذمّه نمىشود. [٢]
در قضا از ميّت، رعايت تمامى آنچه در ماهيت عمل ميّت دخيل و معتبر بوده، لازم است، نه آنچه به اعتبار مباشرت فاعل واجب بوده است؛ از اين رو، نمازهاى فوت شده ميّت در سفر، بايد قصر و در وطن تمام به جا آورده شود؛ [٣] ليكن در آهسته يا بلند خواندن قضاى نماز ميّت، ملاك، نماز گزار است نه ميّت؛ از اين رو، در نيابت از ميّت زن، بر ولى واجب است نمازهاى جهرى (صبح، مغرب و عشا) را بلند بخواند؛ هرچند بر ميّت واجب نبوده است. همچنين است ساير احكامى كه به فاعل بر مىگردد، مانند وجوب پوشاندن تمامى بدن براى زن و نشسته خواندن نماز براى ناتوان از ايستادن. [٤]
در احكام شك و سهو، ولىّ بايد به تكليف خود عمل كند؛ ليكن در اجزا و شرايط نماز، آيا بايد به تكليف خود عمل كند يا تكليف ميّت در زمان حياتش، مسئله اختلافى است. بنابر قول دوم، بايد آنچه وظيفه ميّت در اجزاء و شرايط نماز بر حسب اجتهاد يا تقليد بوده، عمل شود. [٥]
آيا ولىّ ميّت مىتواند براى به جا آوردن نماز ميّت ديگرى را اجير كند يا نه؟ مسئله اختلافى است. [٦] بنابر قول دوم، اگر كسى از روى تبرع قضاى نماز ميّتى را به جا آورد، كفايت نمىكند و در نتيجه از عهدۀ ولىّ او ساقط نمىشود؛ همچنين است صورتى كه ولى ميّت، كسى را براى به جا آوردن قضاى نماز ميّت اجير كند و او آن را به جا آورد. [٧]
رعايت ترتيب در قضاى نماز ميّت، بر ولىّ او در صورت علم به ترتيب و بنابر قول به وجوب آن، واجب است. [٨]
به تصريح جمعى، چنانچه ميّت به قضاى نماز خود وصيّت كند، از عهدۀ ولىّ او ساقط مىشود. [٩]