فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٥٦ - قطع
قطب نما
← قبله نما
قطع
قطع: اعتقاد جزمى به چيزى [= يقين] / بريدن (←بريدن).
قطع به معناى نخست، به جهت بداهت مفهوم آن در بسيارى از كتب اصولى تعريف نشده است. تقابل برقرار شده در اين كتب ميان قطع و ظن و شك بر بداهت و روشنى مفهوم آن - كه همان اعتقاد جزمى به چيزى بدون احتمال خلاف باشد - افزوده است.
در اصطلاح اصوليان، علم و يقين نيز هم معنا و مرادف با قطع است [١]← علم).
برخى اصوليان، قطع را به مطلق اعتقاد جزمى تعريف كردهاند؛ خواه اين اعتقاد مطابق با واقع باشد و يا قطع پيدا كننده، به اشتباه، خلاف واقع را واقع بداند [٢] كه از آن به جهل مركب (←جهل) تعبير مىكنند.
برخى تفاوت علم و قطع را در همين نكته دانسته و گفتهاند: علم، اعتقاد جزمى منطبق بر واقع است؛ ليكن قطع گاه منطبق بر واقع است و گاه غير منطبق و شامل جهل مركب نيز مىشود. [٣] از عنوان ياد شده در اصول فقه در مبحثى با همين عنوان و يا با عنوان «علم» سخن گفتهاند.
اقسام قطع: اصوليان قطع را به دو قسم طريقى و موضوعى تقسيم كردهاند.
قطع طريقى، قطعى را گويند كه دخالتى در موضوع ندارد و صرفا طريق به حكم و يا موضوع حكم است، مانند حكم شارع مقدس به حرمت شراب كه مكلف به حكم كلى آن؛ يعنى حرمت، و يا به موضوع آن؛ يعنى شراب بودن مايعى خاص، قطع پيدا مىكند و به سبب اين قطع، تكليف بر او منجز شده و بر عهدهاش مىآيد.
اين نوع قطع را از اين رو، طريقى گويند كه طريق به حكم و كاشف از آن است و دخالتى در حكم ندارد؛ چنان كه در مثال ياد شده، حرمت شراب در واقع ثابت است؛
[١]. مجمع المسائل ١٢٦/١؛ استفتائات (بهجت) ٢ / ١٢
[٢]. مدارك العروة ٢٣٩/٢١
[٣]. تحرير الوسيلة ٦٣٧/٢
[٤]. توضيح المسائل مراجع ٤٤١/١
[٥]. تذكرة الفقهاء ١٢/٣-١٣؛ ذكرى الشيعة ١٦٣/٣؛ التنقيح الرائع ١٧٤/١؛ جامع المقاصد ٥٥/٢؛ المقاصد العلية (الحاشية الاولىٰ على الالفية) / ٥٠٠
[٦]. مجمع الفائدة ٧٢/٢-٧٣؛ مدارك الاحكام ١٢٨/٣-١٢٩.