فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٥٤ - قطب
چه اينكه بعضى از آنها (نماز صبح) بر اساس طلوع خورشيد، بعضى ديگر (نماز ظهر و عصر) زوال خورشيد و بعضى نيز (نماز مغرب و عشا) بر اساس غروب خورشيد اقامه مىشوند. چنان كه در روزه نيز امساك از مفطرات از طلوع فجر تا غروب خورشيد است.
در مناطقى كه شب و روز در ٢٤ ساعت وجود دارد، مشكلى پيدا نمىشود، هرچند شب بسيار كوتاه و روز بسيار بلند و يا عكس آن باشد؛ ليكن در قطب و مناطق پيرامونى آن كه در ٢٤ ساعت شب و روز وجود ندارد، اين سؤال مطرح مىشود كه - با توجه به عدم غروب و طلوع خورشيد در آن مناطق - روزه و نماز چه حكمى دارد؟ احتمالات و ديدگاهها در اين مسئله مختلف است:
١). ملاك در نماز و روزه يكى از مناطقى است كه شبانه روز آن به گونۀ متعارف مىباشد.
٢. ملاك وطنى است كه پيش از اين در آن سكونت داشته و داراى شب و روز متعارف است.
٣. نماز و روزه ساقط است و بر مكلّفى كه در اين گونه مناطق زندگى مىكند نماز و روزه واجب نيست.
٤. روزه از او ساقط است؛ ليكن در طول يك سال هفده ركعت نماز بر او واجب مىباشد؛ زيرا يك شبانه روز در اين مناطق برابر يك سال است. بنابر اين، در زمانى كه خورشيد از سطح افق به اوج ارتفاع مىرسد، نماز ظهر و عصر واجب مىشود و زمانى كه به پايينترين حد خود مىرسد، نيمۀ شب است كه پيش از آن بايد نماز مغرب و عشا به جا آورده شود.
نماز صبح نيز در بين الطلوعين - كه مدت آن به طور تقريب بيست روز است - گزارده مىشود.
٥). وجوب مهاجرت از اين مناطق در صورت امكان و سقوط نماز و روزه و وجوب به جا آوردن قضاى آن؛ هرچند احتياط در جمع بين ادا و قضا مىباشد.
٦). تقسيم زمان به دوازده ساعت روز و دوازده ساعت شب. در دوازده ساعت روز اعمال روزانه و در دوازده ساعت شب اعمال شبانه به جا آورده مىشود. [١]