فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٥٧ - قُرُق
چنانچه چند نفر هر يك، مبلغى پول معيّن را روى هم بگذارند و قرار بگذارند هر ماه قرعه كشى كرده، همه پول را به كسى كه قرعه به نام او درآمده، به عنوان قرض بدهند، اين كار جايز است به شرط آنكه بر قرض گيرنده نفعى - ولو مثل غذا دادن - را شرط نكنند. [١]
قرفصاء
قرفُصاء: نوعى نشستن.
قرفصا عبارت است از نشستن بر باسن و چسباندن رانهابه شكم و حلقه كردن دو دست و گذاشتن آنها بر ساقها. [٢] از آن به مناسبت در باب صلات و حج سخن گفتهاند.
كسى كه بر اثر ناتوانى از ايستادن و يا مستحب بودن نماز، نماز را نشسته مىخواند، مستحب است به گونۀ تربّع بنشيند. بسيارى از فقها تربّع را به جلوس قرفصا تعريف كردهاند [٣]← تربعّ).
نشستن به گونۀ قرفصا مستحب است. [٤]
قرق:
جايى كه افرادى خاص حق استفاده از آن را دارند؛ ممنوعيت ورود اشخاص يا اشيا به جايى. [٥]
از آن در باب احياء موات سخن گفتهاند.
قرق كردن بخشى از زمينهاى موات يا چراگاههاى طبيعى - كه از انفال (←انفال) است، تنها براى رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و جانشينان معصوم آن حضرت جايز است وكسى ديگر چنين حقى ندارد، مگر آنكه چراگاه (←چراگاه) در ملك شخصى باشد. در اين صورت مالك مىتواند آن را براى خود يا ديگرى قرق كند و مانع ديگران از چرانيدن چارپايانشان در آنجا گردد. [٦]
تغيير كاربرى جايى كه توسط پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله يا امامان عليهم السّلام
[١]. منهاج الصالحين (خويى) ٤١٤/١؛ تحرير الوسيلة ٦١٧/٢؛ منهاج الصالحين (سيستانى) ٤٤١/١
[٢]. توضيح المسائل مراجع ٩٨١/٢ و ٢٦٦
[٣]. ٢٩٣-٢٩٤
[٤]. استفتائات جديد (تبريزى) ٢ / ٤٢٩.
[٥]. الصحاح (جوهرى) و لسان العرب، واژۀ «قرفص»
[٦]. جواهرالكلام ٢٨٣/٩؛ مستمسك العروة ١٤٥/٦
[٧]. وسائل الشيعة ١٠٦/١٢.