فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٠٥ - قاعد١٧٢٨ فِراش
٢. سپرى شدن شش ماه قمرى از زمان دخول. [١] بنابر اين، اگر زوجه در كمتر از شش ماه فرزندى زنده و تام الخلقه به دنيا آورد، به صاحب فراش ملحق نمىشود. [٢] بنابر قول به تحقق فراش با عقد و امكان دخول در جريان قاعدۀ فراش، سپرى شدن شش ماه قمرى از آن زمان كفايت مىكند.
٣. وضع حمل در زمانى افزون تر از بيشترين زمان آبستنى از زمان دخول صورت بگيرد. بيشترين زمان آبستنى بنا بر قول مشهور، نه ماه است. [٣] برخى، آن را ده ماه [٤] و برخى ديگر يك سال [٥]دانستهاند.
اين شرط نيز همچون دو شرط پيشين، بنابر تحقق فراش با عقد و امكان وطى، از زمان عقد و امكان وطى، خواهد بود و چنانچه مدت حمل از زمان عقد و امكان آميزش، افزونتر از بيشترين مدت حمل نباشد، قاعدۀ فراش جارى و نوزاد به صاحب فراش ملحق مىشود.
موارد تطبيق: زن شوهردارى كه زنا كرده، سپس فرزندى به دنيا آورده است، در صورتى كه انتساب نوزاد به صاحب فراش بر حسب عادت و شرع ممكن باشد، نوزاد به صاحب فراش ملحق مىشود و نه به مرد زناكار. اين مورد، قدر متيقن از موارد جريان قاعدۀ فراش است؛ اما اگر مردى با زنى شوهردار از روى شبهه آميزش كند و انتساب نوزاد به هر دو ممكن باشد آيا قاعدۀ فراش در طرف زوج جارى و نوزاد به صاحب فراش (زوج) ملحق مىشود يا آميزش به شبهه نيز تحقق بخش عنوان فراش است و در نتيجه ميان دو فراش تعارض و به قرعه رجوع مىشود؟ مسئله محل اختلاف است. [٦]
چنانچه دو نفر از روى شبهه با زنى بدون شوهر آميزش كنند و الحاق نوزاد به هر دو ممكن باشد، قرعه انداخته مىشود و اگر آميزش يكى به زنا و ديگرى به شبهه باشد، نوزاد به آميزش كنندۀ به شبهه ملحق مىشود. [٧]
دوران امر ميان دو فراش: هرگاه هر يك از دو صاحب فراش ادعا كند نوزاد فرزند او است، در صورت امكان الحاق