فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٥١ - قَضيّه حقيقى
قضاى حاجت
قضاى حاجت: برآوردن نياز ديگران (←حاجت) / تَخَلّى (←تخلّى).
قضيب
← آلت تناسلى
قضيّه حقيقى
قضيّه حقيقى: مقابل قضيه خارجى.
قضيّه در اصطلاح علم منطق، جملهاى خبرى و قابل صدق و كذب است كه از سه جزء تشكيل مىشود: موضوع، محمول و رابطه (نسبت ميان موضوع و محمول).
براى قضيه تقسيماتى ذكر كردهاند: به اعتبارى به قضيه حمليه و شرطيه تقسيم شده است. قضيه حمليه عبارت است از قضيهاى كه در آن حكم به ثبوت چيزى براى چيزى مىشود، مانند «ايستادن» براى «زيد» در جمله «زيد ايستاده است»، يا نفى چيزى از چيزى، مانند نفى «امانت دارى» از «دروغگو» در مثال «دروغگو امين نيست» و قضيه شرطيه، قضيهاى است كه در آن به وجود نسبت و رابطهاى ميان دو قضيه يا نبودن آن نسبت حكم مىشود.
قضيه حمليه به اعتبارى به موجبه و سالبه تقسيم مىشود. قضيه موجبه بيانگر ثبوت چيزى (محمول) براى چيزى (موضوع) است. بدون شك، ثبوت چيزى براى چيزى فرع ثبوت و وجود آن چيز (موضوع) است. بنابر اين، چنانچه موضوع وجود نداشته باشد، قضيه موجبه دروغ خواهد بود؛ ليكن وجود موضوعِ قضيه، گاه در ذهن است كه به آن قضيه ذهنى گويند و گاه در خارج لحاظ مىشود؛ به گونهاى كه خصوص افراد موجود در خارج بالفعل در قضيه موضوعاند، كه به آن قضيه خارجى گويند. گاهى نيز وجود موضوع در نفس الامر و واقع لحاظ مىشود؛ بدين معنا كه حكم بر همه افراد موضوع بار مىشود، خواه وجود آنها بالفعل باشد يا بالقوه.
اين قسم قضيۀ حقيقى ناميده مىشود،
[١]. الكافى (كلينى) ١٥٠/١ و ١٥٨
[٢]. الفقه، من فقه الزهراء عليها السلام ٢١٢/٢ و ٣٠٣/٤؛ المسائل المنتخبة (شيرازى) / ٦١
[٣]. الفصول المهمة ١ / ٢٥٣-٢٥٤؛ مرآة العقول ١٣٧/٧؛ ١٦٧/٢-١٦٨
[٤]. الكافى (كلينى) ١٥٩/١.