فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٧ - قاضى تَحكيم
قاشق
قاشق: وسيلهاى براى خوردن، برداشتن و يا هم زدن مواد خوراكى.
از آن به مناسبت در باب اطعمه و اشربه نام بردهاند.
غذا خوردن با دست راست مستحب و - به تصريح برخى - با قاشق مكروه است. [١]
←ظرف)
قاصر
← جهل
قاضى
← قضاوت
قاضى تحكيم
قاضى تَحكيم: قاضى منتخب دو طرف دعوا.
قاضى تحكيم، مقابل قاضى منصوب، قاضىاى است كه دو طرف دعوا او را برمىگزينند تا ميانشان حكم كند. [٢] از احكام آن در باب قضاء سخن گفتهاند.
پيشينه: بحث قاضى تحكيم، نخستين بار توسط عامه مطرح شد، سپس فقهاى شيعى متعرض آن شده و بر اساس موازين، به تبيين حدود آن پرداختند.
مشروعيت: منصب قضا نوعى ولايت شرعى است؛ از اين رو، ثبوت آن براى كسى منوط به اذن امام عليه السّلام يا اذن كسى كه امام عليه السلام اين امر را به وى تفويض كرده، مىباشد. [٣]
آيا دو طرف دعوا مىتوانند فردى را به عنوان قاضى براى خود برگزينند تا ميانشان حكم كرده و دعوا را فيصله دهد، و در صورت داشتن حق چنين انتخابى، آيا حكم او نافذ است يا نه؟
براى پاسخگويى به سؤال ياد شده، لازم است موضوع بحث روشن شود كه اصولا قاضى تحكيم در چه فرضى متصور است؟ بدون شك، شخصى كه از امام عليه السّلام اذن خاص يا عام دارد، از موضوع بحث خارج است؛ زيرا با داشتن اذن، قاضى منصوب به شمار مىرود، نه قاضى تحكيم. بنابر اين، بحث مشروعيت در جايى است كه اذنى وجود نداشته باشد؛ نه خاص و نه عام. در چنين فرضى،
[١]. الكافى فى الفقه/ ٢٧٩؛ الجامع للشرائع/ ٣٩١؛ الحدائق الناضرة ١١٧/٧.