فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦٠ - قرينه
قرينه
قرينه: دليل و نشانه.
واژۀ قرينه از اقتران به معناى اجتماع دو يا چند چيز بر معنايى گرفته شده و عبارت است از چيزى كه به ديگرى بسته و گره خورده است. از اين رو، زن را قرينۀ مرد گفتهاند. [١] مقصود از قرينه در اصطلاح، دليل و نشانهاى است كه بر مقصود دلالت دارد؛ بدون آنكه صراحتى در آن داشته باشد، [٢] مانند قرينهاى كه دلالت مىكند مقصود گوينده از سخن خود، معناى مجازى است نه حقيقى، يا معنايى مشخص از چند معنا است، در جايى كه كلام چند معنا داشته باشد، يا واژهاى در كلام حذف شده است و يا قرينهاى كه صدق و كذب ادعا با آن دانسته مىشود.
از قرائن و مصاديق آن در اصول فقه و نيز ابواب مختلف فقهى سخن گفتهاند.
اقسام: براى قرينه به اعتبارات گوناگون اقسامى مختلف، به شرح زير ذكر كردهاند.
١). قرينه به اعتبار منشأ آن به قرينه شرعى، عقلى، عرفى، ارتكازى و مقامى تقسيم شده است.
قرينه شرعى عبارت است از آنچه كه شارع آن را نشانه و دليل بر چيزى قرار داده است. [٣] به گفتۀ برخى، اگر نمازگزار هنگام تشهد يا پس از خواندن تشهد شك كند كه در ركعت اول بوده و از روى سهو تشهد را خوانده يا در ركعت دوم، خواندن تشهد قرينه و نشانه شرعى بر ركعت دوم بودن خواهد بود؛ [٤] يا اينكه اولويت در ارث بردن از ميّت، قرينه شرعى بر اولويت وى در تجهيز ميّت و نماز گزاردن بر او است و يا سكوت دختر باكره در امر ازدواج نشانۀ رضايت وى به اين امر است. [٥]
قرينه عقلى عبارت است از قرينهاى كه از راه عقل فهميده مىشود، مانند «يَد» در آيۀ شريفه «يَدُ اَللّٰهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ» كه مقصود از آن به قرينه عقلى، قدرت خدا است، نه عضوى از اعضاى بدن؛ زيرا عقل به جسم نبودن خدا حكم مىكند و اين حكم عقل (عدم تجسم خداى تعالى) قرينه و نشانه بر مراد از «يَد» است [٦](←قرينۀ عقلى).