فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٥٣ - قطب
قطايع مُلوك:
قطايع مُلوك اموال غير منقول شاهان، همچون زمينهاى اختصاصى آنان. [١]
قطايع جمع قطيعه به معناى بخشى از زمين يا منافع آن است كه حاكم اسلامى آن را به كسى واگذار مىكند كه از آن به «اِقطاع» (←اقطاع) تعبير مىكنند. موضوع بحث در اينجا قطايع ملوك است كه مراد از آن، اموال غير منقول پادشاهان مىباشد. از آن به مناسبت در باب خمس سخن گفتهاند.
زمين و ديگر اموال غير منقول پادشاهان كه ملك آنان است و از مسلمان يا كسى كه در حكم مسلمان است غصب نشده، پس از فتح سرزمين كفّار به دست مسلمانان، از انفال به شمار مىرود كه از آنِ پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله و پس از ايشان از آن امامان عليهم السلام است [٢]← انفال).
قطب
قطب: هريك از دو نقطۀ تقاطع محور زمين با سطح زمين و مناطق پيرامونى آن. [٣]
قطب در دانش جغرافيا به هريك از دو نقطۀ ياد شده كه در عرض جغرافيايى نود درجۀ شمالى يا جنوبى قرار دارد، گفته مىشود. در اين دو نقطه، خورشيد تقريبا مدت شش ماه از سال بالاى افق و شش ماه ديگر زير افق قرار مىگيرد. بنابر اين، در نقطۀ قطب به طور تقريب، شش ماه از سال، روز و شش ماه شب است و خورشيد در عرض جغرافيايى هفتاد درجۀ شمالى، مدت دو ماه و در عرض ٧٤ درجۀ شمالى، مدت سه ماه غروب ندارد. مجموعۀ نواحى و مناطقى كه ميان عرض جغرافيايى ٦٦/٥ تا ٩٠ درجه است مناطق قطبى به شمار مىرود. [٤]
اين بحث در كلمات فقهاى پيشين مطرح نشده است. ظاهراً نخستين فقيهى كه آن را مطرح كرده است، سيد محمد كاظم يزدى (م ١٣٣٧ ه. ق) در كتاب العروة الوثقىٰ، در بحث صوم مىباشد.
فقهاى پس از ايشان نيز به تبع در باب صلات و صوم متعرض احكام آن شدهاند.
نماز و روزه از عباداتى است كه طلوع و غروب خورشيد در آنها دخالت دارد؛
[١]. روضة المتقين ١٣٦/٣-١٣٧؛ بلغة الفقيه ١ / ٢٨٩
[٢]. جواهرالكلام ١٢٣/١٦-١٢٤؛ مستمسك العروة ٤٤٦/٩.