فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٦٨ - قَسامه
قَزَع
← قَنازِع
قَسّام
← قسمت
قسامه
قسامه: سوگندهاى جمعى.
قسامه در لغت بر سوگندهايى كه بر گروهى توزيع مىشوند و نيز برخود آن گروهى كه سوگند داده مىشوند، اطلاق مىشود. قسامه در كلمات فقها اسم آن سوگندها مىباشد و به سوگندهايى اختصاص دارد كه اولياى دم براى اثبات دعواى خود ياد مىكنند و آن بدين صورت است كه كشتهاى در مكانى پيدا شود، بدون آنكه قاتلش مشخص باشد و شاهدى بر قتل وجود نداشته باشد؛ ليكن ولىّ مقتول نسبت به فرد يا گروهى مشخص مدّعى است كه او را به قتل رساندهاند و قراين و شواهد نيز ادعاى او را تأييد مىكند. در چنين موقعيتى قسامه انجام مىگيرد و حكم به نفع مدعى صادر مىشود. [١] از احكام آن در باب قضاء سخن گفتهاند.
مشروعيت: از راههايى كه شرع مقدس براى اثبات دعوا در جنايات، بدان اعتبار بخشيده، قسامه است. [٢]مشروعيت و اعتبار قسامه تنها به مورد قتل اختصاص ندارد؛ بلكه شامل موارد جنايت بر اعضا نيز مىشود؛ يعنى در اين موارد نيز قسامه از راههاى اثبات دعوا مىباشد. [٣]
آيا اعتبار قسامه اختصاص به مسلمان دارد يا ادعاى كافر عليه مسلمان را نيز در بر مىگيرد؟ مسئله محل اختلاف است. [٤]
اشتراط لوث در قسامه: در قسامه، وجود لوث شرط است. مقصود از لوث قراين و شواهد ظنىاى است كه بر وقوع
[١]. مدارك الاحكام ٤٣٠/٧-٤٣١؛ مرآة العقول ١٢٧/١٨
[٢]. الوسيلة/ ١٧٩-١٨٠؛ كشف الرموز ٣٦٢/١؛ ارشاد الاذهان ٣٢٩/١؛ اللمعة الدمشقية/ ٦٣
[٣]. قلائد الدرر/ ٦٨؛ كلمة التقوىٰ ٤٢٧/٣؛ دليل الناسك/ ٣٥٩
[٤]. المبسوط ٣٦٨/١؛ الوسيلة/ ١٧٩-١٨٠؛ مدارك الاحكام ٤٣١/٧؛ كلمة التقوىٰ ٤٢٧/٣؛ دليل الناسك / ٣٥٩
[٥]. كشف اللثام ٩٠/٦؛ رياض المسائل ٣٩٤/٦؛ جواهر الكلام ٨٤/١٩-٨٥).