فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٩٤ - قاعد١٧٢٨ جَبّ
عبارت است از حكم قاضى به چيزى كه نزاع را بر طرف سازد؛ خواه با امر به مصالحه بر مبلغى، يا با تعيين مبلغى بر حسب مصلحت و يا تعزير و تأديب جانى. [١]
برخى معاصران گفتهاند: احتياط وجوبى در تعيين ارش، مراجعه به دو داور عادل است. حكم داوران نيز بايد بر ملاحظۀ ديه شرعى و مقايسۀ آن با آنچه به عنوان ارش پس از به كار بستن نهايت توان خود، به دست آوردهاند، مبتنى باشد. علاوه بر آن، بايد ميان دو طرف (جانى و مجنىٌّ عليه) نسبت به مراجعه به داوران و يا حكم صادر شده از سوى آنان، مصالحه صورت گيرد. [٢]
مستند قاعده: بر اعتبار و حجّيت قاعده به بعضى روايات و نيز اجماع استدلال كردهاند. [٣]
قاعدۀ جَبّ
قاعدۀ جَبّ [= قاعدۀ الإسلام يَجُب ماقبلَه]: از قواعد فقهى.
قاعده جَبّ از قواعد معروف و مشهور فقهى و برگرفته از حديث شريف نبوى «الاسلام يجب ماقبله؛ اسلام آثار اعمال انجام گرفته در حال كفر را ملغى مىكند» است. مخاطب قاعده كافرى است كه مسلمان شده است. [٤]
فقها در بسيارى از ابواب فقه، مانند صلات، صوم، زكات، حج، حدود و ديات به قاعدۀ جبّ استناد و استدلال كردهاند و برخى در كتب دربردارندۀ قواعد فقهى به تفصيل دربارۀ آن سخن گفتهاند.
جايگاه قاعده: قاعدۀ جبّ تجلى روحيۀ رفق و مدارا و نرمى در آيين مقدس اسلام است؛ بدين بيان كه خطاها و گناهان - هرچند بزرگ - كه از كافر سرزده پس از تشرف به اسلام، ناديده گرفته مىشود و او به جهت ارتكاب آن اعمال و رفتار و عقايد بازخواست نمىشود. بنابر اين، رويكرد اساسى قاعدۀ جبّ، تشويق كافران به گرايش به اسلام و بيم و هراس نداشتن از
[١]. كشف الرموز ٦٧٢/٢؛ الروضة البهية ٢٨٥/١٠؛ جواهر الكلام ٣٥٣/٤٣
[٢]. تحرير الوسيلة ٢ / ٥٩٣
[٣]. منهاج الصالحين (سيد محمدسعيد حكيم) ٢٩٦/٣
[٤]. وسائل الشيعة ٣٥٦/٢٩؛ جواهر الكلام ١٦٨/٤٣؛ مائة قاعدة فقهية/ ١٩٤ - ١٩٥.