فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٣ - قاعد١٧٢٨ قُرعَه
ليكن برخى در اين قول اشكال كردهاند؛ [١] بلكه در صورت اختلاف در استحقاق و عدم آن، قول مالك زمين و ديوار را در عدم استحقاق مقدّم دانستهاند. [٢]
مستند قاعده: چنان كه اشاره شد، بر خود عنوان قاعده دليلى اقامه نشده است؛ بلكه در موارد آن به قاعدۀ يد يا قاعده صحّت به اضافه اجماع استناد كردهاند. [٣]
قاعدۀ قرعه
قاعدۀ قُرعَه: از قواعد فقهى.
قاعدۀ قرعه از قواعد معروف فقهى است و شكل كامل آن «القرعةُ لِكُلِّ امرٍ مُشكِل» يا «مُشتَبَه» و عبارت است از رجوع به قرعه براى بر طرف شدن تحيّر و ترديد در مجهولاتى كه براى رفع ترديد و تحيّر راهى جز قرعه وجود ندارد. از آن در اصول فقه، بحث استصحاب و در فقه به مناسبت در بابهاى مختلف، همچون نكاح سخن گفتهاند؛ ليكن در برخى كتب دربردارنده قواعد فقهى به تفصيل از آن بحث كردهاند.
پيشينه: قرعه در اديان و امتهاى پيشين نيز وجود داشته و به آن عمل مىشده است؛ چنان كه خداى تعالى در جريان تعيين سرپرست براى حضرت مريم عليها السّلام [٤] و نيز داستان حضرت يونس عليه السّلام بدان اشاره مىكند. [٥] داستان نذر حضرت عبدالمطلب و قرعه انداختن وى ميان حضرت عبداللّٰه، پدر رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و شتران نيز در تاريخ معروف است. روايات نيز به آن اشاره دارد. [٦] بر پايۀ روايتى، نخستين كسى كه قرعه بر او زده شد، حضرت مريم عليها السلام بوده است. [٧]
موارد جريان قاعده: موارد جريان قاعده به طور كلى به دو قسم تقسيم مىشود:
[١]. تحرير المجلة ٢، قسم ٢٤٣/١ و ٢٤٥؛ موسوعة الفقه الاسلامى ٤١٧/٩
[٢]. ايضاح الفوائد ١٠٨/٢؛ جواهر الكلام ٢٧٤/٢٦-٢٧٥؛ مهذب الاحكام ١٩٦/١٨
[٣]. المبسوط ٣١١/٢؛ جواهر الكلام ٢٧٤/٢٦-٢٧٥؛ تحرير الوسيلة ١ / ٥٦٨؛ هداية العباد (گلپايگانى) ٤١٣/١
[٤]. تحرير الاحكام ٥٠٩/٤
[٥]. قواعد الاحكام ٢ / ١٧٦؛ ايضاح الفوائد ١٠٨/٢ - ١٠٩؛ جامع المقاصد ٤٣٢/٥؛ المناهل/ ٣٩٣
[٦]. جواهر الكلام ٢٧٤/٢٦-٢٧٥؛ مهذب الاحكام ١٩٦/١٨.