فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٤٩٠ - قتال٨٥٩٢ جهاد
٢. قبول شهادت عبارت است از تصديق قاضى نسبت به آنچه شاهد گواهى مىدهد، براى مترتب ساختن حكم بر آن (←شهادت).
٣. قبول دعوت كه از آن به اجابت تعبير مىشود، مانند قبول دعوت مؤمن كه مستحب و قبول دعوت امام عليه السّلام به جهاد كه واجب است (←اجابت).
٤. قبول گفته ذواليد در اِخبار از اشياى تحت تصرفش مبنى بر پاك يا نجس بودن و غير آن، كه به معناى ترتب آثار آن است (←قاعدۀ قبول قول ذى اليد).
قُبه
← گنبد
قُبَّةُ القَدَم
← كَعب
قبيله
قبيله: گروهى از مردم با نسب و نژاد واحد از يك پدر. [١]
از آن به مناسبت در باب صلات و نكاح نام بردهاند.
صلات: نمازگزاردن در مساجدى كه تعداد بيشترى از مؤمنان شركت مىكنند، ثواب بيشترى دارد. بر اين اساس - بر حسب آنچه در روايات و كلمات فقها آمده است - ثواب نماز در مسجد جامع صد برابر و در مسجد قبيله (محله) ٢٥ برابر است. [٢]
نكاح: چنانچه زوج خود را به قبيلهاى منتسب كند؛ سپس خلاف آن ثابت شود، آيا زوجه حق فسخ عقد نكاح را دارد يا نه؟ مسئله اختلافى است. برخى در فرض شرط آن در ضمن عقد، حق خيار را براى زوجه ثابت دانستهاند. [٣]
قپان
← ترازو
قتات
قتات: سخن چين (←سخن چينى).
قتال
← جهاد
[١]. العروة الوثقىٰ ١٧٠/٢
[٢]. جواهر الكلام ٢٢ / ٤٦٦
[٣]. مسالك الافهام ٤٢١/١٣
[٤]. هداية الامة ٨٨/٦
[٥]. العروة الوثقىٰ ٤٣١/٢ - ٤٣٢؛ مدارك العروة ٣٠٢/١٤
[٦]. العروة الوثقىٰ ٤٣٢/٢.
[٧]. لسان العرب، واژۀ «قبل»
[٨]. جواهر الكلام ١٤ / ١٥١؛ روضة المتقين ١٠٠/٢
[٩]. جواهر الكلام ١١٢/٣٠-١١٤ و ٣٨٥-٣٨٦.