فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٧٤ - قَمَر در عقرب
قمحه
قمحه: مادهاى داراى بوى خوش.
واژۀ ياد شده به گونههاى مختلف ضبط شده است: «قَمْحَه»، «قُمْحَه» و «قُمَّحَه».
اين اختلاف در معناى آن نيز وجود دارد.
دانههايى شبيه دانههاى گندم كه پودر مىشود و بوى خوش دارد؛ نوعى نى از نيستانهاى اطراف نهاوند كه پودر مىشود؛ زعفران و وَرْس (گياهى كنجد گونه و زرد رنگ) از جمله معانى بر شمرده شده براى آن است. [١] عنوان ياد شده به مناسبت در باب طهارت آمده است.
خوش بو كردن كفن با ذريره مستحب است. برخى به جاى واژه ذريره، قمحه به كار بردهاند. [٢] ذريره به قمحه نيز تفسير شده است [٣]← ذريره).
قمر
← ماه
قمر در عقرب
قمر در عقرب: استقرار ماه در برج عقرب.
عقرب هشتمين برج از برجهاى دوازده گانه، پس از ميزان و پيش از قوس است. با قرار گرفتن ماه در اين برج، اصطلاح قمر در عقرب به كار مىرود. [٤]از آن به مناسبت در بابهاى حج و نكاح سخن گفتهاند.
ازدواج [٥] و مسافرت، [٦] زمانى كه قمر در عقرب باشد، مكروه است. مقصود از ازدواج به تصريح برخى، اجراى عقد است و نه مراسم عروسى؛ [٧] ليكن در اينكه مقصود از قمر در عقرب، بودن قمر در برج عقرب است كه تعيين آن بر اساس محاسبات نجومى خواهد بود و چه بسا تودۀ مردم آن را در صورت فلكى عقرب نبينند، يا مقصود بودن ماه در صورت فلكى عقرب است كه براى همگان مشهود و قابل رؤيت است؟ مسئله محل بحث و اختلاف است. برخى نيز رعايت هر دو امر را مطابق احتياط دانستهاند؛ بدين معنا كه هنگامى كه قمر در برج عقرب يا صورت فلكى آن باشد، از سفر و ازدواج پرهيز شود. [٨]
[١]. لسان العرب، واژۀ «قمح»؛ روض الجنان ٢٨٧/١ - ٢٨٨
[٢]. المهذب ٦٠/١
[٣]. كتاب السرائر ١٦١/١.