فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٦٤ - قلب
ديگرى ربا و حرام خواهد بود؟ مسئله اختلافى است. برخى آن دو را دو جنس و برخى ديگر يك جنس دانستهاند. [١]
يمين: كسى كه بر نخوردن گوشت سوگند خورده است، آيا با خوردن قلب، قَسَمش شكسته و كفّاره بر او واجب مىشود يا نه؟ مسئله محل اختلاف است كه در مسئلۀ پيشين بدان اشاره شد. [٢]
اطعمه و اشربه: خوردن دو گوش قلب (برآمدگيهاى بالاى قلب) حيوان حلال گوشت، مكروه است. [٣]
خونى كه در قلب و جگر حيوان حلال گوشتِ ذبح شده باقى مىماند، پاك است؛ هرچند جواز يا عدم جواز خوردن آن اختلافى است. [٤]
چنانچه حيوان حلال گوشت شراب بخورد، بنابر قول مشهور، خوردن گوشت آن پس از ذبح و تطهير با آب، حلال است؛ ليكن امعا و احشا (رودهها و ديگر اعضاى درونى بدن) از جمله قلب و كبد، هرچند با آب شسته شود حلال نمىگردد. [٥] برخى خوردن آن را مكروه دانستهاند. [٦]
ديات: بنابر قول مشهور، ديۀ شكستن هر يك از دندههاى محاذى قلب ٢٥ دينار، كوبيده شدن آن، دوازده و نيم دينار، جا به جا شدن آن، هفت و نيم دينار، سوراخ شدن و نيز نمايان شدن آن، يك چهارم ديۀ شكستن آن است [٧]← دنده).
برداشتن قلب كسى كه دچار مرگ مغزى شده است جايز نيست و در حكم قتل او است. [٨] جواز برداشتن قلب مردۀ مسلمان براى پيوند به بدن ديگرى و نيز خريد و فروش آن بر فرض جواز، اختلافى است. البته قطع عضو موجب ثبوت ديه است (←پيوند اعضا). [٩]
قلب در معناى دوم علاوه بر عقل بر نفس، روح و ذهن (خيال) نيز اطلاق مىشود و از آن در بابهاى طهارت، صلات، امر به معروف و نهى از منكر، تجارت و قضاء سخن گفتهاند.
طهارت: مستحب است محتضر را به شهادتين و اسامى امامان عليهم السلام تلقين (←تلقين) كنند. او نيز با زبان و قلب (ذهن و خيال) تلقين كننده را متابعت نمايد و اگر با زبان نمىتواند با قلبش متابعت كند و در ذهنش خطور دهد. [١٠]