فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٨٣ - قَسَم
چنانچه فردى بر انجام دادن كارى قسم بخورد؛ سپس معلوم شود كه خلاف آن كار بهتر از آن است، مىتواند قسمش را بشكند و كفّارهاى بر آن مترتّب نمىشود. [١]
٣. بايد فعلِ قسم خورنده باشد نه فعلِ ديگرى. بنابر اين، اگر بگويد: قسم به خدا بايد اين كار را انجام دهى، چنين قسمى نه در حق قسم خورنده منعقد مىشود و نه در حق ديگرى. [٢]
٤. وقوع آن ممكن باشد. بنابر اين، قسم بر فعلى كه عقلاً يا شرعاً و يا عادتاً امكان پذير نيست، منعقد نمىشود، مانند آنكه بگويد: به خدا قسم مىخورم كه در آسمان پرواز كنم. چنين قسمى لغو مىباشد. بلكه اگر متعلق قسم هنگام قسم ممكن باشد؛ ليكن پس از آن، قسم خورنده ناتوان از آن گردد، قسم منحل مىشود، مانند آنكه قسم بخورد در اين سال حج مىگزارد و در ايام حج، از گزاردن آن ناتوان گردد. [٣]
چنانچه كسى براى كارى كه قسم خورده وقتى مشخص نكند، زمان آن مادام العمر خواهد بود و حنث قسم تحقق نمىيابد، مگر هنگام غلبۀ ظن بر عدم امكان انجام دادن آن پس از اين وقت. در اين صورت، بايد متعلق قسم را قبل از آن زمان به جا آورد و در صورت تأخير، مرتكب گناه شده است، و اگر قبل از به جاآوردن آن بميرد، چنانچه از كارهايى باشد كه قضا دارد، قضاى آن از طرف وى انجام مىشود. [٤]
حنث قسم: شكستن قسمى كه كفّاره درپى دارد، با مخالفت اختيارى با سوگندى كه ياد كرده، تحقق مىيابد، مانند آنكه قسم بخورد به فلان شهر نمىروم؛ سپس با اختيار خود به آن شهر رود. اگر با اكراه و اجبار با قسم خود مخالفت كند، حنث محقق نمىشود.
همچنين اگر از روى فراموش كردن قسم يا جهل، كارى را كه قسم خورده انجام دهد، حنث محقق نمىشود. [٥]
كسى كه بر انجام دادن يا ترك كارى سوگند خورده است، شكستن سوگند او تنها توسط خود او محقق مىشود نه ديگرى. بنابر اين، اگر قسم بخورد كه