فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٠٤ - قاعد١٧٢٨ فِراش
بنابر اين، با علم به عدم انتساب، قاعده جارى نمىشود. قاعده در جايى جريان مىيابد كه انتساب نوزاد به صاحب فراش محتمل و ممكن باشد.
امكان انتساب يا عادى است و يا شرعى. عادى يعنى اينكه انتساب نوزاد به صاحب فراش، بر حسب عادت مستلزم امرى محال نباشد، مانند اينكه صاحب فراش در غيبتى طولانى، همچون سفرى دراز مدت باشد و بر حسب عادت امكان ارتباط او با زوجه از نزديك فراهم نباشد. آنگاه زن فرزندى به دنيا آورد. در چنين شرايطى، به طور عادى، امكان انتساب نوزاد به صاحب فراش وجود ندارد. [١]
مقصود از امكان انتساب شرعى، شرايطى است كه شرع مقدس براى انتساب نوزاد به صاحب فراش معتبر دانسته است كه عبارت اند از:
١). دخول؛ هرچند به قول برخى، انزال صورت نگرفته باشد؛ [٢] ليكن برخى در كفايت دخول بدون انزال منى اشكال كردهاند. [٣] در كفايت دخول از دُبُر اختلاف است. به تصريح برخى، دخول موضوعيت ندارد؛ از اين رو، اگر منّى صاحب فراش بيرون رحم نيز ريخته شود و امكان جذب آن توسط رحم زوجه باشد، قاعدۀ فراش جارى مىشود. [٤]
در بحث تحقق فراش اشاره شد كه بسيارى از فقها تحقق فراش را منوط به عقد و امكان آميزش پس از آن دانستهاند.
بنابر اين ديدگاه، چنانچه نوزادى پس از آن متولد شود، به صاحب فراش ملحق مىشود؛ هرچند در واقع دخولى صورت نگرفته باشد، مگر آنكه به جهتى امكان انتساب به صاحب فراش وجود نداشته باشد، مانند آنكه فاصلۀ زمان عقد و امكان آميزش تا زمان تولد نوزاد كمتر از شش ماه باشد. بنابر اين، احتمال دخول، براى جريان قاعدۀ فراش كفايت مىكند و علم به دخول لازم نيست. البته اگر صاحب فراش علم به عدم دخول داشته باشد، مىتواند با لعان، نوزاد را از خود نفى كند؛ هرچند در صورت عدم لعان، با حكم حاكم، ملزم به پذيرفتن فرزندى او خواهد بود.