فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٢٨ - قضاء
بنابر قول نخست (مواسعۀ محض)، مقدم داشتن نماز قضا بر نماز حاضر مستحب است. از برخى قدما استحباب تقديم نماز حاضر بر نماز قضا نقل شده است. [١]
قضاى نماز آيات: نماز آياتى كه سبب وجوب آن، خورشيد يا ماه گرفتگى بوده و مكلّف با علم به كسوف يا خسوف آن را نخوانده، قضاى آن بر او واجب است. به قول مشهور، خواه به جا نياوردن آن از روى عمد باشد يا از روى فراموشى. اما در صورت اطلاع نيافتن از كسوف يا خسوف تا برطرف شدن آن، بنابر قول مشهور، چنانچه تمامى ماه يا خورشيد گرفته باشد، قضاى آن واجب است. [٢]نسبت به ديگر اسباب موجب نماز آيات، در صورت عدم اطلاع مكلف از آن تا پايان وقت آن، بنابر قول مشهور، قضا ساقط است. [٣]
قضاى نماز ميّت: نمازهاى فوت شده از مكلف در زمان حياتش بر عهده او است و ديگرى نمىتواند به نيابت از او آنها را به جا آورد؛ [٤] ليكن پس از مرگش قضاى آنها بر ولىّ ميّت واجب است.
بنابر قول مشهور، قضاى نماز ميّت بر ولىّ او متعيّن است و او مخيّر بين قضاى نماز و صدقه دادن نيست. [٥] برخى قدما گفتهاند: چنانچه ولىّ ميّت براى هر دو ركعت، يك مُدّ طعام و در صورت ناتوانى مالى، براى هر چهار ركعت يك مُدّ و در صورت عدم توانايى از آن نيز براى نمازهاى روز (صبح، ظهر و عصر) يك مدّ و براى نمازهاى شب (مغرب و عشا) يك مدّ طعام صدقه بدهد، از قضاى نمازهاى فوت شدۀ ميّت كفايت مىكند. [٦]
مقصود از ولىّ ميّت - كه قضاى نمازهاى ميّت بر او واجب است - به قول مشهور، پسر بزرگتر او است (←فرزند ارشد).
آيا قضاى همۀ نمازهاى واجب فوت شده از ميّت، بر ولىّ او واجب است يا تنها قضاى نمازهايى كه از روى عذر، همچون بيمارى، فوت شده است و يا تنها قضاى نمازهايى كه در دوران بيمارى منجر به مرگ، فوت شده، واجب مىباشد؟ مسئله محل اختلاف است. [٧] قول نخست به مشهور نسبت داده شده است. [٨]همچنين