فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٢٧ - قضاء
بسيارى در آن وجود دارد؛ به گونهاى كه برخى ابتدابه يكى از دو قول فتوا دادهاند؛ ليكن پس از مدتى از آن عدول كرده و ديدگاه مقابل آن را برگزيدهاند؛ چنان كه تفاصيل متعددى نيز در اين مسئله وجود دارد.
بنابر قول مشهور ميان متأخران، قضاى نمازهاى واجب يوميه فوريت ندارد؛ از اين رو، مقدّم داشتن آن بر نماز حاضر واجب نيست؛ چنان كه مؤخّر داشتن نماز حاضر از نماز قضا، از شرايط صحّت نماز ادا نيست. همچنين اشتغال به ساير اعمال از مباحات، مستحبات و واجباتِ داراى وسعت وقت، حرام نمىباشد. اين قول به مشهور قدما نيز نسبت داده شده و از بسيارى از قدما و فقهاى معاصر ائمه عليهم السلام، از صاحبان اصول حديثى نيز نقل شده است. [١]
در مقابل، جمعى از قدما به فورى بودن قضاى نماز واجب يوميه قائل شده و گفتهاند: واجب است هنگام التفات و متذكر شدن، فورى آن را به جا آورد و آن را بر تمامى اعمال؛ اعم از مباحات، مستحبات و واجبات موسّع - تا قبل از تنگ شدن وقت آنها - مقدّم بدارد و نيز از كارهاى غير ضرور پرهيز كند.
بنابر اين ديدگاه، مقدّم داشتن نماز قضا بر نماز حاضر، واجب است و چنانچه در اثناى نماز حاضر متذكر گردد، بايد نيّت خود را به نماز قضا برگرداند و اگر به رغم متذكر بودن، نماز حاضر را مقدّم بدارد و يا در اثنا نيّت را به نماز قضا بر نگرداند، نمازش باطل خواهد بود؛ چنان كه اشتغال به كارهاى غير ضرور نيز حرام مىباشد. [٢] اين قول به مشهور قدما نيز نسبت داده شده است. [٣]
اين ديدگاه به مضايقۀ محض معروف است؛ چنان كه ديدگاه نخست، به مواسعۀ محض معروف مىباشد. ديدگاههاى ديگرى نيز بر شمرده شده كه در حقيقت تفصيل در مسئله است، مانند وجوب مقدّم داشتن نماز قضا در صورتى كه يكى باشد، بر نماز حاضر؛ وجوب مقدّم داشتن قضاى نمازى كه در همان روز فوت شده بر نماز حاضر؛ خواه نماز قضا يكى باشد يا متعدد. [٤]