فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٤٦ - قضاوت
چنانچه منكر نكول كند؛ بدين معنا كه نه قسم بخورد و نه آن را به مدّعى برگرداند، قاضى به او مىگويد: يكى از آن دو را اختيار كن و گرنه تو را ناكل به حساب مىآورم. از باب احتياط اين جمله را سه بار تكرار مىكند. در صورت اصرار منكر بر نكول، به گفته برخى، قاضى اقدام به صدور حكم عليه او مىكند و به گفتۀ برخى ديگر، قسم را به مدّعى بر مىگرداند. [١]
اگر مدّعى بيّنه داشته باشد، آيا قاضى مىتواند از او بخواهد بيّنۀ خويش را احضار كند يا چنين درخواستى جايز نيست؟ مسئله اختلافى است. [٢]
با حضور بيّنه، قاضى - پس از درخواست مدّعى - از بيّنه سؤال مىكند و با گواهى دادن شهود، در صورتى مىتواند حكم صادر كند كه مدّعى خواهان آن باشد؛ ليكن برخى گفتهاند: بدون درخواست مدّعى نيز مىتواند اقدام به صدور حكم كند. [٣]
بعد از احراز عدالت گواهان، قاضى از طرف مقابل مىپرسد: آيا دليلى بر فسق و عدم عدالت شهود دارى؟ اگر پاسخ مثبت باشد، به او براى ارائۀ دليل مهلت مىدهد [٤]← تزكيه).
مدّعى با اقامه بيّنه قسم داده نمىشود، مگر در شهادت بر ميّت. [٥] آيا شهادت بر كودك، ديوانه يا غايب نيز ملحق به شهادت بر ميّت است - و مدّعى قسم داده مىشود - يا نه؟ مسئله محل اختلاف است. قول نخست به مشهور نسبت داده شده است؛ ليكن در غايب، قاضى مال او را - پس از اخذ كفيل و ضامن از مدّعى - به وى مىدهد. [٦]
اگر مدّعى بگويد: بيّنه دارد اما غايب است، حاكم او را ميان صبر تا حضور بيّنه و قسم دادن مدّعىٰ عليه مخيّر مىكند. [٧]
سكوت: با سكوتِ مدّعىٰ عليه در برابر ادعاى مدّعى، قاضى او را ملزم به پاسخ مىكند. در صورت ادامۀ سكوت از روى عناد و لجاجت، تكليف قاضى در برابر او چيست؟ آيا بايد به زندان افكنده شود تا زمانى كه پاسخ گويد و يا با زدن و مانند آن - از باب امربه معروف - وادار به پاسخگويى گردد و يا اينكه قاضى او را تهديد كند: