شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٩٦ - ٥٤٣٠ رحمة من لا يرحم تمنع الرحمة، و استبقاء من لا يبقى يهلك الأمة
و عيال و غير ايشان يا تنگ گرفتن اثر ميكند در زياد شدن روزى او و كم شدن آن، پس هر گاه قصد و همت او توسعه باشد وسعت دهد حق تعالى او را و زياد شود روزى او، و هر گاه قصد و همت او تنگگيرى باشد كم شود آن و تنگ گيرد خداى عز و جل نيز بر او.
٥٤٢٨ رب المعروف احسن من ابتدائه.
پروردن احسان بهترست از ابتدا كردن آن، يعنى كسى كه احسانى بكسى كرده باشد باز تربيت كردن آن احسان بدايم داشتن احسان باو هر گاه باز محتاج بآن باشد نيكوترست از ابتدا كردن احسان بديگرى، زيرا كه كسى كه احسانى ديده متوقع و منتظر احسان ديگر باشد و هر گاه نشود بسيار بر او گران نمايد و غمگين گردد، بخلاف كسى كه هنوز احسانى باو نشده باشد كه او را چنان توقع و انتظارى نباشد، و هر گاه باو نشود بآن سبب او را حزنى و اندوهى حاصل نگردد.
٥٤٢٩ رفق المرء و سخاؤه يحببه الى اعدائه.
نرمى كردن مرد و سخاوت او دوست مىگرداند او را بسوى دشمنان او.
٥٤٣٠ رحمة من لا يرحم تمنع الرحمة، و استبقاء من لا يبقى يهلك الأمة.
رحم كردن كسى كه رحم نمىكند منع ميكند رحمت را، و باقى گذاشتن كسى كه باقى نمىگذارد هلاك ميكند أمت را. «منع ميكند رحمت را» يعنى رحمت خدا را از آن رحم كننده، و «امت» جمعى را گويند كه پيغمبرى بر ايشان نازل شده باشد و هر گروهى را، و مراد اينست كه: ظالمى كه مردم را باقى نگذارد او را باقى نبايد گذاشت و دفع بايد كرد و اگر نه گاه باشد كه او هلاك كند گروهى را، يا اين كه باقى گذاشتن چنين كسى گاه باشد كه سبب غضب حق تعالى گردد و اين كه هلاك گرداند