شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٨١ - ٥٣٧٤ ربما عز المطلب و الاكتساب
برسد يا نعمتى دريابد بآن مغرور نشود گاه هست كه آب آشاميدنى از براى كسى تمام نمىشود چه جاى زياده بر آن.
٥٣٧٣ ربما ادرك الظن بالصواب.
بسا باشد كه فانى[١] شود ظن براه راست. «ظن» بمعنى گمانست يعنى اعتقاد راجح و گاهى بمعنى «علم» نيز يعنى اعتقاد جازم مستعمل مىشود، و هر دو معنى در اينجا مناسب است، و ظاهر اينست كه مراد بيان عجز آدميست و اين كه همچنين نيست كه در هر باب علم براه راست يا گمان بآن تواند تحصيل كرد پس در چنين جائى بايد توقف كند، يا اين كه بعقل خود در هر جا علم براه راست يا گمان بآن نتواند تحصيل كرد، پس ناچارست او را از معلمى كه تعليم كند او را از جانب خدا.
٥٣٧٤ ربما عز المطلب و الاكتساب.
بسا باشد كه عزيز يعنى ناياب يا كمياب شود مطلب و كسب كردن. اين نيز همان مضمون فقره سابق است و اين كه بعضى مطالب باشد كه نتوان دريافت آنرا و كسب كرد آنرا، يا اين كه كم توان دريافت و كسب كرد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه بسا باشد كه ناياب يا كمياب شده باشد براى كسى بمطلب رسيدن و كسب كردن پس سعى چنين كسى سودى ندارد اصلا يا چندان سودى ندارد چنانكه در شرع اقدس مكروه شمرده شده سوداى با «محارفان» بفتح راء بى نقطه يعنى
[١] - صاحب قاموس گفته:« أدرك الشىء بلغ وقته و انتهى و فنى» و زبيدى در شرح آن چنين گفته:« أدرك الشيء ادراكا بلغ وقته و انتهى و منه ادرك التمر و القدر اذا بلغت اناها و أدرك الشيء أيضا اذا فنى حكاه شمر عن الليث و قال: لم أسمعه لغيره و به أول قوله تعالى: بل أدرك عملهم اى فنى علمهم فى الاخرة( آن گاه قولى از ازهرى بر خلاف اين نقل كرده و بجواب آن بتفصيل پرداخته است هر كه طالب باشد به آنجا مراجعه كند) پس معلوم شد كه« فانى شد» در ترجمه« أدرك» درست است، در منتهى الارب گفته:« أدرك الدقيق آرد فنا پذيرفت».