شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٩ - ٥٣٦٨ ربما أخطأ البصير رشده
كسى گمان شرى نداشته باشد بايد كه خاطر جمع نكند و هميشه پناه بخدا برد و استعاذه بدرگاه او نمايد جهت دفع شرور و آفات.
٥٣٦٥ ربما نصح غير الناصح.
بسا باشد كه نصيحت كند غير خالصى. يعنى كسى كه خالص نباشد با تو و غش داشته باشد.
٥٣٦٦ ربما غش المستنصح.
بسا باشد كه غش كند آنكه طلب نصيحت مىشود از او. غرض از اين دو فقره اينست كه ملاحظه اصل سخن بايد كرد نه گوينده آن، گاه باشد كه گوينده خالص نباشد و در واقع نصيحت كند بسبب غرضى، و گاه باشد كه كسى كه طلب نصيحت كنند از او و او را خالص دانند غش كند در آنچه گويد.
٥٣٦٧ ربما اصاب العمى[١] قصده.
بسا باشد كه برسد كور بمقصد خود.
٥٣٦٨ ربما أخطأ البصير رشده.
بسا باشد كه خطا كند بينا از رشد خود، يعنى از آنچه راه درست باشد از براى او. و غرض ازين دو فقره اين است كه بمجرد اين كه از كسى خطاها ديده شود حكم نبايد كرد كه آنچه او گفته و بآن رفته خطا باشد بسيار باشد كه كور بحسب اتفاق درست بمقصد خود برسد، و همچنين از اين كه اكثر أفكار كسى درست باشد حكم نتوان كرد بصحت و استقامت جميع مذاهب و اقوال او، گاه هست كه بينا خطا ميكند
[١] - در نهج البلاغه در وصيت نامه امير المؤمنين بامام حسن ٨:« الاعمى».
سعدى در اين باره نيكو گفته:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|