شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٧٢ - ٥٣٣٧ رب صديق يؤتى من جهله لا من نيته
كه هركه اختلاط و آميزش زياد كند با اين كس البته دوست باشد و اعتماد بر او توان كرد، بسيارست كه دوستى و آميزش و اختلاط او از راه دوستى نيست بلكه براى غرض ديگرست.
٥٣٣٦ رب متحرز من شيء فيه آفته.
بسا حفظ كننده از چيزى كه بوده باشد در آن آفت او، يعنى بسيارست كه كسى حفظ ميكند خود را از چيزى و اجتناب ميكند از آن بگمان ضررى و در واقع آفت او در اجتناب از آنست نه در آن.
٥٣٣٧ رب صديق يؤتى من جهله لا من نيته.
بسا دوستى كه جزا داده شود بسبب نادانى او نه بسبب نيت او، يعنى بسيارست كه دوستى جزا داده مىشود ببدى باعتبار اين كه از راه نادانى كارى ميكند كه مستحق آن جزا مىشود بى اين كه نيت و قصد او بدى بوده باشد. و اين بنا بر اينست كه «يؤتى» بعد از همزه بتاى دو نقطه بالا بوده باشد چنانكه در نسخهها بنظر رسيده، و دور نيست كه تصحيف شده باشد و صحيح بباى يك نقطه زير باشد يعنى «يؤبى» و معنى اين باشد كه: بسا دوستى كه ناخوش داشته شود از راه نادانى او نه بسبب نيت او، يعنى بسبب اين كه از راه نادانى ضرر باين كس مىرساند بى اين كه نيت و قصد او بد باشد، و ممكن است نيز كه بثاى سه نقطه بالا باشد[١] و معنى اين باشد كه: بسا دوستى كه شكوه كرده شود از راه نادانى او، نه از نيت و قصد او، و الله تعالى يعلم.
[١] - كذا بخطه( ره) صريحا و همچنين در نسخى كه بغير خط شارح( ره) است ليكن« أثو» و« أثى» در لغت بمعنى« شكوه كردن» نيامده است، در منتهى الارب گفته:
« اثوت به و عليه اثوا و اثاوة» بالكسر نمامى و سخن چينى او كردم پيش سلطان، يا عام.
است پيش سلطان باشد يا پيش ديگرى» و نيز گفته:« اثيت به و عليه اثيا و اثاية بمعنى اثوت است، مأثية و مأثاة غمازى، اسم مصدر است از آن».