شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٦٢٢ - ٧٢٠٨ كما تدين تدان
٧٢٠٥ كلما قويت الحكمة ضعفت الشهوة.
هر آن گاه قوى گردد حكمت ضعيف گردد خواهش، مراد به «حكمت» علم راست درست است و ظاهرست كه بقدر قوى شدن آن ضعيف مىشود هواها و هوسها.
٧٢٠٦ كلما طالت الصحبة تأكدت الحرمه.
هر آن گاه دراز كشد مصاحبت محكم مىگردد حرمت، يعنى حرمت مصاحب[١] را زياده بايد داشت.
٧٢٠٧ كلما فاتك من الدنيا شيء فهو غنيمة.
هر آن گاه فوت شود ترا از دنيا چيزى پس آن غنيمتى است يعنى نفع عظيمى است از براى تو، زيرا كه دنيا هر چند كمتر باشد رفاهيت دنيا و آخرت در آن بيشتر باشد هر گاه صبر شود بر آن.
٧٢٠٨ كما تدين تدان.
آن چنان كه جزا دهى جزا داده شوى، يعنى آن چنان كه عمل و سلوك كنى جزا داده شوى نهايت عمل و سلوك او را جزا فرمودهاند باعتبار مجاز مشاكله چون همراه جزا مذكور شده چنانكه در قرآن مجيد فرمودهاند: «فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم» پس هر كه ستم كند بر شما پس ستم كنيد شما نيز بر او بمثل آنچه ستم كرده او بر شما يعنى جزا دهيد او را بمثل آنچه ستم كرده بر شما» و ظاهرست كه جزاى آن بمثل ستم نيست بر او، پس اطلاق «ستم» بر او باعتبار مشاكله است و اين كه با «ستم» مذكور شده، نهايت مجاز در آيه كريمه در لفظ دوم واقع شده باعتبار مشاكله با اول، و در اين فقره مباركه در اول باعتبار
[١] - در يك نسخه:« آن مصاحب» و ليكن در نسخه شارح( ره) لفظ« آن» قلم خورده و صريحا خط بطلان بر روى آن بخط شارح( ره) كشيده شده بعد از آنكه نوشته شده بوده است.