شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٩ - ٥٢٨٩ رب كادح لمن لا يشكره
بسا توانگرى كه بوده باشد خوارتر از «نقد». نقد بفتح نون و قاف نوعى است از گوسفند كه پاهاى كوتاه دارد و روى زشتى و در بحرين ميباشد و مشهورست ميانه عرب بخوارى.
٥٢٨٥ رب فقير اعز من اسد.
بسا درويشى كه عزيزتر باشد از شير. مراد از اين دو فقره اينست كه چنين نيست كه هر توانگرى عزيز باشد و هر درويشى خوار بلكه بسيارست كه توانگرى بسبب بعضى صفات ذميمه خوارتر باشد از آن نوع گوسفند، و درويشى بسبب بعضى كمالات عزيزتر باشد از شير. و «عزيز بودن شير» باعتبار اينست كه پادشاه سباع است، و هيبت او در دل همه كس جا كرده، و در نظرها بزرگ و عظيم مىنمايد.
٥٢٨٦ رب حرف جلب حتفا.
بسا حرفى كه بكشد مرگى را. يعنى سبب كشتن قائل آن يا ديگرى شود پس حرفى را كه كسى خواهد كه بگويد قبل از آن بايد كه خوب تأمل كند در آن كه مبادا ضررى بكسى رساند.
٥٢٨٧ رب امن انقلب خوفا.
بسا امنيتى كه مبدل شود بخوفى، پس كسى كه در امنيت باشد بآن خاطر جمع نكند بلكه در فكر اين باشد كه اگر آن امنيت مبدل شود بخوفى چاره كار او چيست؟.
٥٢٨٨ رب ساع فيما يضره
بسيار سعى كننده در آنچه ضرر كند او را، يعنى بوده باشد سعى او در آنچه ضرر رساند باو و او غافل باشد از آن، پس هر كه سعى كند در كارى بايد كه نيك تأمل كند كه مبادا چنين باشد.
٥٢٨٩ رب كادح لمن لا يشكره.