شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٣٧ - ٦٨٨٧ كل عالم غير الله متعلم
«ظن و گمان» گويند و اگر هيچ طرفى را رجحانى نمىدهد و هر دو در نظر او مساوى باشند آن را «شك» گويند و گاهى شك بر مقابل جزم اطلاق ميكنند كه شامل ظن هم باشد و جزم اگر از روى بديهه يا دليل و برهان حاصل شود آنرا «يقين» گويند و اگر نه «تقليد» گويند و ظاهر اينست كه مراد در اينجا اينست كه در عقايد دينيه يقين مىبايد و هر چه غير آن باشد همه ظن و شك است، يعنى جزمى كه بعنوان تقليد باشد آن هم حكم ظن و شك دارد كه بكار نيايد، و ممكن است كه مراد اين باشد كه هر چه غير يقين باشد در واقع ظن و شك است و جزمى كه بعنوان تقليد باشد آن در واقع جزم نيست بلكه ظنى است كه مشتبه مىشود بجزم، و اگر كسى خوب تأمل كند در آن ميداند كه جزم نيست و احتمال خلاف در آن باشد نهايت چون بسيار ضعيف است بخاطر نمىرسد و گمان ميكند كه جزم است، و بنا بر اين نيز مراد اين است كه اعتقادى كه بعنوان تقليد باشد بكار نيايد و بر هر تقدير مراد بشك معنى أعم مىتواند بود كه ذكر عام بعد از خاص باشد و معنى اخص نيز مىتواند بود و بنا بر اين مراد بنا بر معنى اول اين باشد كه جزم غير يقين ظن و شك است، يعنى بمنزله آنهاست و حكم آنها دارد، و بنا بر معنى دوم اين است كه هر چه غير يقين است ظن و شك است، يعنى يا ظن است و با شك و جزمى ديگر بغير يقين نباشد و جمع آوردن «شكها» از براى رعايت سجع فقره سابق است باعتبار تعدد افراد شخصى آن و يا تعدد أفراد نوعى آن نيز بنا بر معنى دوم، چه شك بآن معنى يك نوع آن شك بمعنى متساوى الطرفين است و يك نوع آن ظن است كه آن نيز انواع باشد باعتبار اختلاف مراتب آن در شدت و ضعف، و در بعضى نسخهها «شك» بلفظ مفرد واقع شده و بنا بر اين رعايت سجع نشده يا اين كه آن را با فقره سابق همراه نفرمودهاند.
٦٨٨٧ كل عالم غير الله متعلم.
هر عالمى غير خدا متعلم است، يعنى علم را از ديگرى فرا گرفته و اين در آنچه