شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٥٢٨ - ٦٨٥١ كل جمع الى شتات
هر عاقلى اندوهگين است، يعنى از براى آخرت خود چنانچه در اول فصل مذكور شد، و ممكن است كه مراد بفقره سابق بقرينه مقابله با اين فقره اين باشد كه هر جاهلى واله و مدهوش است و غم و اندوهى ندارد.
٦٨٤٧ كل عافية الى بلاء.
هر عافيتى بسوى بلائيست.
٦٨٤٨ كل شقاء الى رخاء.
هر بدبختى بسوى فراخى است، مراد از اين دو فقره مباركه اينست كه عافيتهاى دنيوى چندان چيزى نيست و به آنها زياده فرحناك نبايد شد هر عافيتى از آنها نمىشود كه منتهى ببلائى نشود اگر همه مرگ و أهوال عقبات آن باشد و همچنين بدبختيهاى دنيا و تنگيهاى آنها سهل است نمىشود كه منتهى نشود بفراخى و وسعتى اگر همه در آن نشأه باشد.
٦٨٤٩ كل معدود منتقص.
هر شمرده شده نقصان پذيرنده است، يعنى هر چه بشمار در آيد مانند زندگانى و نعمتهاى دنيا كه متناهى است و بشمار در تواند آمد آن نقصان پذيرست، يعنى چندان چيزى نيست كم شود تا فانى شود، آنچه بكار آيد زندگانى آن نشأه است كه جاويد و غير متناهيست و بشمار در نيايد و هرگز كمى را بآن راهى نباشد.
٦٨٥٠ كل سرور متنغص.
هر شادمانى تيره شونده است يعنى هيچ شادمانى دنيا بى تيرگى و كدورتى نيست كه آميخته باشد بآن يا از عقب آن در آيد.
٦٨٥١ كل جمع الى شتات.