شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٩٥ - ٦٧٢٤ قلما ينصف اللسان فى نشر قبيح او احسان
٦٧١٩ قرن الحرص بالعناء.
همراه كرده شده حرص با تعب و زحمت، و اين ظاهرست.
٦٧٢٠ قرن الورع بالتقى.
همراه كرده شده ترس با پرهيزگارى، يعنى هر كه را ترس از خدا باشد پرهيزگارى و اجتناب از نافرمانى او باشد، و هر كه را پرهيزگارى نباشد اين نشان اينست كه ترس از خدا ندارد.
٦٧٢١ قرنت المحنة بحب الدنيا.
همراه كرده شده محنت با دوستى دنيا، يعنى دوستى دنيا بىرنج و محنت در دنيا نباشد قطع نظر از آخرت.
٦٧٢٢ قلما تصدق الآمال.
كم است كه راست گويد اميدها، يعنى راست شود و بعمل آيد پس فريب آنها نبايد خورد.
٦٧٢٣ قلما يعود الادبار اقبالا.
كم است كه بر گردد ادبار اقبال، يعنى اين كه دولتى يا نعمتى كه پشت گرداند باز رو آورد و بر گردد، پس بايد كه آدمى كمال اهتمام كند در اين كه كارى نكند كه باعث ادبار دولت و نعمت او گردد زيرا كه بعد از ادبار آن كم است كه آن باز اقبال كند.
٦٧٢٤ قلما ينصف اللسان فى نشر قبيح او احسان.
كم است كه عدل كند زبان در پراكنده كردن قبيحى يا احسانى. مراد اينست كه كم است كه زبان در مذمت كسى و وصف او بقبيحى يا مدح كسى و وصف او بنيكوئى عدالت كند و افراط نكند و زياده از آنچه در او باشد نگويد پس بايد كه حذر كرد از آن