شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٨٨ - ٦٧٠٤ قد اصبحنا فى زمان عنود، و دهر كنود، يعد فيه المحسن مسيئا، و يزداد الظالم فيه عتوا
بتحقيق كه دريده است خواهشها عقل او را، و ميرانيدهاند دل او را، و شيفته كردهاند بر آنها نفس او را. مراد به «دريدن خواهشها» يعنى خواهشهاى پوچ دنيوى عقل او را» اينست كه عقل او را فاسد و باطل كردهاند مانند جامه كه بدرند و پاره پاره كنند، و اين از قبيل تشبيه معقول است بمحسوس، و مراد به «شيفته شدن نفس او بر آنها[١]» اينست كه واله و حيران آن خواهشها شده و همواره مشغول آنهاست و نمىپردازد به آن چه كار او آيد از امور آخرت.
و فرموده آن حضرت ٧ در باره كسى كه ستايش كرده بر او.
٦٧٠٣ قد احيا عقله، و امات شهوته، و اطاع ربه، و عصى نفسه.
بتحقيق كه زنده كرده عقل خود را، و ميرانيده خواهش خود را، و فرمانبردارى كرده پروردگار خود را، و نافرمانى كرده نفس خود را.
٦٧٠٤ قد اصبحنا فى زمان عنود، و دهر كنود، يعد فيه المحسن مسيئا، و يزداد الظالم فيه عتوا.
بتحقيق كه گرديدهايم و در آمدهايم در روزگارى عنود و زمانى كنود، كه شمرده مىشود در آن نيكوكار گنهكار، و زياد ميكند ستمكار در آن تكبر و در گذشتن از حد را.
«عنود» بفتح عين كسى را گويند كه مخالفت كند و فرمان نبرد و مخالفت حق كند دانسته، و «كنود» بفتح كاف كسى را گويند كه كفران نعمت و انكار آن كند، يا هر بىخيرى را، و وصف روزگار به آنها بر سبيل مجاز عقلى است و مراد وصف اهل آنست به آنها.
[١] - اين ترجمه بنا بر قرائت شارح( ره) است كه اشاره كرديم، و اگر نه بايد بگوئيم:
« مراد بشيفته كردن شهوات نفس او را بر خود».