شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦٤ - ٦٦٢٨ قد اخطأ المستبد
گاه هست كه نصيحت ميكند غير صاف، غرض ازين دو فقره اينست كه در هر نصيحتى خوب تأمل بايد كرد و ديد كه صلاح در آنست يا نيست و بمجرد اين كه كسى را دوست خود دانيد و طلب نصيحت ازو كنيد يا او را ناصح دانيد اعتماد بر نصيحت او مكنيد، گاه هست كه از براى غرضى غش و ناصافى ميكند و بمجرد اين كه كسى را با خود صاف ندانيد نصيحت او را رد مكنيد گاه هست كه در آن نصيحت از براى غرضى خالص است.
٦٦٢٥ قد يستقيم المعوج.
گاهى راست مىشود كج شده، يعنى گاه هست كه تدبير يا كارى كه كج شده باشد و غلط شده باشد راست مىشود و خير و صلاح در آن اتفاق مىافتد.
٦٦٢٦ قد يستظهر المحتج.
بتحقيق كه قوى پشت مىگردد صاحب حجت و برهان يعنى كسى كه او را بر أمرى حجت و برهانى باشد قوى پشت مىگردد در آن و ايمن مىگردد از فساد آن.
و ممكن است كه مراد به «محتج» [محتج عليه] باشد يعنى غلبه كرده شده بر او و معنى اين باشد كه گاه هست يا بسيارست كه قوى پشت مىگردد غلبه كرده شده بر او يعنى اين كه مغلوب بر گردد و غالب شود و اين معنى أنسب است بفقره سابق.
٦٦٢٧ قد اصاب المسترشد.
بتحقيق كه درست كرده طلب راه راست نماينده يعنى كسى كه مشورت كند با مردم در كارها و طلب راه راست نمايد از ايشان در آنها.
٦٦٢٨ قد اخطأ المستبد.
بتحقيق كه خطا كرده منفرد يعنى كسى كه منفرد و مستقل برأى خود باشد و مشورت نكند با مردم در كارها، يا مباحثه نكند با علما در مسائل دقيقه.