شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٦٢ - ٦٦٢٠ قد يبعد القريب
در آن گاهى بلا ناگاه مىرسد و گاهى مصيبتى مىرسد خوار كننده، پس آدمى در آن بايد اينها را بر خود قرار دهد و ورود چنين چيزى را غريب نداند و پر قلق و اضطراب نكند.
٦٦١٧ قد تغر الامنية.
گاه هست يا بسيارست كه فريب مىدهد آرزو، مراد اينست كه پر در پى آرزو نمىبايد رفت گاه هست يا بسيارست كه فريب مىدهد و هر چند سعى كنند از براى آن حاصل نشود و تعب و زحمتى از براى اين كس بماند.
٦٦١٨ قد تعاجل المنية.
گاهى شتاب ميكند مرگ، غرض ازين نيز اينست كه پر حريص بر آرزوها و سعى از براى آنها نبايد بود گاه هست كه مرگ شتاب ميكند و پيش از بر آمدن آنها مىرسد و زحمت و تعبى باين كس مىماند سعى از براى توشه آخرت بايد كرد كه هر كه متوجه آن نشود البته فيروزى يابد بآن.
٦٦١٩ قد تزرى الدنية.
گاهى عيبناك مىگرداند خصلت نكوهيده. مراد اينست كه اهتمام بايد داشت در رفع هر خصلت نكوهيده از خود، چه گاه هست كه يك خصلت نكوهيده عيبناك و خفيف و خوار مىگرداند هر چند با فضايل بسيار باشد، و ممكن است كه «قد» در اينجا از براى تكثير يا تحقيق باشد و ترجمه اين باشد كه: بسيارست كه عيبناك مىگرداند خصلت نكوهيده، يا بتحقيق كه عيبناك مىگرداند آن.
٦٦٢٠ قد يبعد القريب.
گاه هست يا بسيارست كه دور مىشود نزديك، يعنى امرى كه نزديك باشد وقوع آن و مراد اينست كه: در دنيا گاه هست يا بسيارست كه چنين شود، پس آدمى هر گاه امرى نزديك باشد باو، اگر مرغوب باشد از براى خود قرار ندهد وقوع آنرا،