شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٤٢ - ٦٦٠٤ فاتقوا الله تقية من نظر فى كرة الموئل، و عاقبة المصدر، و مغبة المرجع، فتدارك فارط الزلل، و استكثر من صالح العمل
در وقت مهلت، و پيشى گيرد از ترس. اين نيز تتمه كلامى است[١] در مواعظ و نصايح، و «دامن بر ميان زدن در كارى» كنايه از جد و جهد در آنست و معنى اينست كه جد و جهد كند در اطاعت و فرمانبردارى از براى كشيدن[٢] يعنى جذب و جلب سعادت أخروى، و «جهد كند در طاعات از روى دامن بر ميان زدن» يعنى از روى جد تمام، و اين تأكيد است و شتاب كند در كارهاى خير در وقت فرصت و مهلت و «پيشى گيرد» به آنها «از ترس» اين كه مبادا ديگر ميسر نشود يا بسبب ترس از خدا.
٦٦٠٤ فاتقوا الله تقية[٣] من نظر فى كرة الموئل، و عاقبة المصدر، و مغبة المرجع، فتدارك فارط الزلل، و استكثر من صالح العمل.
پس بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه فكر كند در رجوع بمحل بازگشت و عاقبت بر گرديدن و پايان بازگشت، پس بازيافت كند لغزش گذشته را، و بسيار كند از عمل صالح. اين نيز تتمه كلامى است[٤] در مواعظ و نصايح و مراد باين كه «بترسيد از خدا ترسيدن كسى كه فكر كند» اينست كه شما چنين كسى باشيد كه فكر كنيد در عاقبت بازگشت خود، و حساب و كتاب و ثواب و عقاب و ساير أحوال معاد، پس بترسيد از خدا و از رسوائى نزد او در آن روز پس تدارك كنيد لغزشى را كه پيش كرده باشيد، و بسيار كنيد عمل صالح را، و ممكن است كه «مصدر» اسم مكان باشد نه «مصدر» بمعنى محل بر گرديدن
[١] - در باب« الكلم القصار نهج البلاغه» چنين نقل شده:« اتقوا الله تقية من شمر تجريدا، و جد تشميرا، و أكمش فى مهل و بادر عن و جل و نظر فى كرة الموئل و عاقبة المصدر و مغبة المرجع( رجوع شود بجلد چهارم شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد چاپ اول مصر، ص ٢٣٦).
[٢] - گذشت كه اين كلمه« تجريدا» است و« تجريرا» نيست كه باين توجيه حاجت باشد و معنى« شمر تجريدا» آنست كه كاملا دامن بكمر زده آماده كار شد.
[٣] - كذا بخطه الصريح مطابق چاپ هند( ص ٢٥٠، س ١٠) و در چاپ صيدا( ص ١٦٦، س ٦):« تقاة»
[٤] - در ذيل فقره سابق ياد شد كه در عبارت نهج البلاغه اين فقره با فقره سابق در يكجاست منتهى تا« مغبة المرجع»، پس« فتدارك» تا آخر از كلام ديگر آن حضرت ٧ مأخوذ است.