شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٣٥ - ٦٥٩٤ فالله الله عباد الله فى كبر الحمية و فخر الجاهلية، فانه ملاقح الشنان و منافخ الشيطان
و «گناه كند پس اعتراف كند» يعنى اگر گناه كند اعتراف كند بآن و خود را گنهكار داند و پشيمان باشد و اندوهگين باشد بر آن، و «بيم داشته باشد» يعنى از خدا. «پس عمل كند» بفرمودههاى او تعالى شأنه، و «حذر كند» يعنى انديشه كند از مخالفت و عصيان حق تعالى، «پس پيشى گيرد» با طاعت و انقياد او.
٦٥٩٤ فالله الله عباد الله فى كبر الحمية و فخر الجاهلية، فانه ملاقح الشنان و منافخ الشيطان.
پس بترسيد از خدا پس بترسيد از خدا در نخوت حميت و مفاخرت جاهليت پس بدرستى كه آن آبستنهاى دشمنى است، و محلهاى باد دميدن شيطان، اين نيز مىبايد كه تتمه كلامى باشد[١] در نعت حق تعالى يا مواعظ و نصايح و مراد اينست كه: بترسيد از خدا، بترسيد از خدا، و اين تأكيد است اى بندگان خدا در باره نخوت حميت يعنى از اين كه تكبر و نخوت داشته باشيد كه ناشى مىشود آن از حميت و پوشيده نماند كه «حميت» در اصل بمعنى ننگ داشتن است و آن بر دو قسم است:
يكى ننگ داشتن از چيزى كه در واقع عيب و نقص باشد و اين ممدوح است.
و يكى ننگ داشتن از چيزى كه در واقع نقص و عيب نباشد و بعضى مردم از راه جهل و غرور ننگ از آن داشته باشند مثل ننگ داشتن كسى از اين كه كسى افزونتر از او يا برابر او باشد، و از نرمى و ملاطفت با كسى باعتبار اين كه ياد از افزونى يا برابرى او مىدهد، و اين حميت مذموم است و مراد به «حميت» در اينجا اين قسم مذموم است كه منشأ تكبر و نخوت گردد، و «در مفاخرت جاهليت» يعنى مفاخرت كردن با يكديگر و اظهار هر يك زيادتى بر يكديگر در نسب يا حسب چنانكه شايع بود در جاهليت يعنى در عربان قبل از اسلام پس بدرستى كه آن يعنى هر يك از نخوت
[١] - از فقرات خطبه قاصعه است و لفظ« عباد الله» در آنجا نيست( رجوع شود بشرح نهج البلاغه ابن أبى الحديد، ج ٣ چاپ اول مصر، ص ٢٣١).