شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٤٢١ - ٦٥٥٨ فليصدق رائد اهله، و ليحضر عقله، و ليكن من أبناء الآخرة، فمنها قدم و اليها ينقلب
است بحسب تصور پس گويا در آنجا تصور شده و بعد از آن بوجود آمده پس گويا از آنجا آمده.
و بعد از اين كه شرح ابن فقره چنانكه گذشت نوشته شده بود بنظر رسيد كه اين فقره در نهج البلاغه نقل شده و سابق بر اين در وصف آل رسول است صلوات الله عليهم و در ذكر بعضى از فضائل ايشان و بنا بر اين ممكن است كه مراد به «رائد» همان باشد كه مذكور شد و غرض از اين كلام بعد از ذكر بعضى از فضايل ايشان بيان اين باشد كه در مطلق امام و پيشوا بايد كه اين اوصاف باشد و هر كه متصف باينها نباشد اهليت آن ندارد، يا اين كه چون نبذى از فضايل خود را فرمودند از براى ترغيب مردم در اطاعت و پيروى و شنيدن مواعظ و نصايحى كه بفرمايد ايشان را نصيحت فرمايد ايشان را باين كه بايد راست گويد هر رائدى يعنى سر كرده هر قومى اهل خود را، و بوده باشد چنين و چنان.
يا چنانكه محقق بحرانى[١] گفته: أمر اصحاب خود باشد كه گويا پيش آمدهاند از براى اختيار امام حق و منزل نيكو از براى خود و اهل خود بمتابعت او براست گفتن يا جمعى ديگر از اهل و اصحاب خود در راه نمودن ايشان نيز بآن حضرت و ذكر فضايل آن حضرت از براى ايشان و بحاضر كردن عقل خود از براى آنچه بشنوند از آن حضرت تا بفهمند و تصديق كنند بصحت آن چنانكه آن محقق گفته، يا در هر باب چنانكه ظاهرترست باين كه بوده باشند از پسران آخرت نه پسران دنيا.
يا آنچه ابن ابى الحديد گفته كه: مراد أمر هر كس باشد باين كه راست بگويد با نفس خود بأمر كردن او به آن چه باعث رستگارى او باشد و شتاب در آن، و دروغ
[١] - مراد عالم جليل بزرگ ابن ميثم بحرانى( ره) است كه براى نهج البلاغه سه شرح نوشته است، محدث قمى( ره) در هدية الاحباب گفته:« ميثم بن على بن ميثم البحرانى معروف به« ابن ميثم» عالمى است ربانى فيلسوف متبحر محدث محقق و حكيم متأله مدقق، جامع معقول و منقول صاحب شروح ثلاثه بر نهج البلاغه و غيره( تا آخر ترجمه او كه طويل الذيل است)».