شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٩٩ - ٦٤٧٥ فى البلاء تحاز فضيلة الصبر
٦٤٧٢ فى الشدة يختبر الصديق.
در سختى آزمايش كرده مىشود دوست، چه هر كه در آن وقت دوستى كند ظاهر مىشود كه او دوست حقيقى است چه غرض او از آن جلب نفعى از براى خود نيست و كسى كه در وسعت و فراخى دوستى كند اعتمادى بر دوستى او نيست، بسيارست كه دوستى او از براى جلب نفعى از براى خود باشد.
٦٤٧٣ فى الضيق يتبين حسن مواساة الرفيق.
در تنگى ظاهر مىشود نيكوئى مواساة رنيق. «مواساة» چنانكه مكرر مذكور شد بمعنى بخشش و عطاست يا بخشش چيزى با وجود احتياج خود بآن، و مراد اينست كه رفيقى كه در حال تنگى احوال تو با تو مواسات كند خوبى مواسات او ظاهر مىشود و معلوم مىشود كه از روى محض محبت و دوستى است[١] و مواساتى كه در وقت وسعت و فراخى بكند حال آن معلوم نيست، ممكن است كه از براى محض دوستى نباشد و از براى توقع عوض يا غرض ديگر باشد.
٦٤٧٤ فى الرخاء تكون فضيلة الشكر.
در فراخى ميباشد فضيلت شكر.
٦٤٧٥ فى البلاء تحاز فضيلة الصبر.
در بلا جمع كرده مىشود فضيلت صبر، مراد ازين دو فقره اينست كه در همه احوال اگر كسى خواهد ادراك فضيلت و ثوابى مىتواند كرد اگر در نعمت و فراخى
[١] - شاعر عرب در اين باره نيكو گفته است:
|
سألتُ حبيبى الوصلَ منه دُعابَةً |
و أعْلَمُ أنَّ الوصل ليس يكونُ |
|
|
فمَاسَ دلالًا و ابتهاجاً و قال لى |
برفقٍ مجيباً( ما سألتَ يَهُونُ) |
|