شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٧٠ - ٦٣٥٨ غاية المؤمن الجنة
و بر او، و نصيب و بهره او گردانيده.
٦٣٥٢ غاية الدنيا الفناء.
غايت دنيا فناست، يعنى پايان و عاقبت آن، يا غرض از آن فانى شدن است و پاينده نماندن در آن.
٦٣٥٣ غاية الاخرة البقاء.
غايت آخرت بقاست، يعنى غرض از آن باقى و پاينده بودن در آن است.
٦٣٥٤ غاية الحياة الموت.
غايت زندگانى موت است، يعنى عاقبت زندگانى دنيوى مرگ است.
٦٣٥٥ غاية الموت الفوت.
غايت مرگ فوت است، يعنى پايان آن فوت مطالب و مقاصد است و بعد از آن ديگر كسى نتوان كرد پس بايد كه كسب سعادت پيش از آن بشود و تأخير در آن نشود.
٦٣٥٦ غاية الامل الاجل.
غايت اميد مرگ است، يعنى پايان اميدها مرگ است و چون مرگ در رسد همه اميدها بريده شود پس آدمى اميد آنچه داشته باشد از سعادت و نيكبختى بايد كه سعى در آن پيش از رسيدن اجل بكند و اگر نه بعد از آن بريده شود آن و محروم ماند از آن.
٦٣٥٧ غاية العلم حسن العمل.
غايت علم يعنى غرض و علت غائى آن نيكوئى كردار است.
٦٣٥٨ غاية المؤمن الجنة.