شرح محقق بارع جمال الدين محمد خوانسارى بر غُرر الحكَم و دُرَر الكَلم - آقا جمال خوانسارى - الصفحة ٣٤٨ - ٦٢٨٥ عجبت لمن يرجو فضل من فوقه كيف يحرم من دونه
بجهت آن سود آنرا گويد، پس سخن گفتنى كه هيچ يك از آنها در آن نباشد كمال بىعقلى است و محل تعجب است.
٦٢٨٥ عجبت لمن يرجو فضل من فوقه كيف يحرم[١] من دونه.
عجب دارم از كسى كه اميد داشته باشد احسان كسى را كه بالاتر از اوست چگونه محروم مىسازد كسى را كه پستتر ازوست!؟ غرض اين است كه كسى كه احسان نكند بكسى كه پستتر ازو باشد احسان نكند باو نيز كسى كه بالاتر ازو باشد، پس كسى كه اميد احسان از بالاتر از خود داشته باشد و با وجود آن اميد احسان نكند بپستتر از خود محل تعجب است.
[١] - شارح( ره) اين كلمه را بضم ياء و كسر راء ضبط كرده و از باب افعال گرفته است و گويا بجز سهو القلم وجهى نداشته باشد، زيرا اين كلمه از« حرمه الشيء حرمانا اذا منعه اياه» است و بهمين معنى از باب ضرب و علم بكار رفته است اما« أحرم» بمعنى دخول در حرم و نظائر آنست كه بهيچ وجه در اينجا مراد نيست.